مردم‌سالاری دینی و پیروز نهایی انتخابات ۹۶

به گزارش خبرنگار دانشگاه خبرگزاری فارس، داود گودرزی رئیس سازمان بسیج دانشجویی در یادداشتی که برای فارس ارسال داشته، به بررسی انتخابات ریاست‌جمهوری دوازدهم پرداخته که متن ان بدین شرح است:

۱) انسان به حکم و اقتضای فطرت پاک الهی و مردم شریف ایران به پشتوانه و پیشینه‌ فرهنگ و تمدن درخشان خود، به‌صورتی مضاعف، با فساد، ظلم و بیدادگری، قدرت افسارگسیخته، ستم، تبعیض و دیکتاتورمنشی مخالف است. البته شدت و حدت و کم و کیف آن در برهه‌های مختلف تاریخی تحت تأثیر عوامل متعدد و مختلف، فراز و نشیب داشته است و زمان‌هایی بوده که شرایط و اوضاع و احوال و ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران به کمک و حمایت گشایش درونیش و شکوفایی خلقیات و فضایل اجتماعی و بروز مطلوب‌های فطری انسان آمده است، کمااینکه از رسالت‌های مهم حکومت و جامعه‌ی دینی شکوفایی استعداد‌های فطری و عقلانی انسان است و همین عامل ضامن ثبات و ماندگاری حکومت دینی و جمهوری اسلامی است و این‌گونه است که بسط بیشتر جمهوری اسلامی در ساحات مختلف باعث آگاهی و عقلانیت بیشتر مردم و زایش استعدادهای نهفته آن‌هاست و اگر هم قرار بر محبوبیت و جلب نظر مردم باشد، باید از همان شعارهای صداقت، اخلاق، ظلم‌ستیزی و عدالت خواهی و مبارزه با فساد استفاده کرد تا اقبال مردمی به وجود آید.

۲) در فرهنگ ایرانی پس از اسلام، زندگی مردم و دین در هم تنیده شده‌اند به‌طوری که دین عین زندگی است. سیاست و فرهنگ و مسائل اجتماعی شکل دهنده زندگی مردم و برخاسته از زندگی فردی، خانوادگی- اجتماعی مردم هستند پس دین و فهم مردم از زندگی دینمدارانه، عین زندگی، سیاست ورزی عمومی و فرهنگ اندیشی است و همین نکته مهم‌ترین مانع بسط تفکر و عاملیت سکولاریسم در ایران اسلامی بوده است و خواهد بود. از همین منظر است که دین دولتی و دولت دینی بحث‌هایی مسیحی با ساختار امپراطوری – کلیسایی است و به فرمایش مقام معظم رهبری، دولت در ایران که برخاسته از مردم و فرهنگ مردم است، دینی است یعنی اگر دولت مردمی، با استحکام فرهنگی ـ سیاسی داخلی باشد و دچار از خود بیگانگی، وادادگی و عدم اصالت نشده باشد لاجرم و قطعاً دینی خواهد بود پس مردم و فرهنگ آنان و حضور جدی آن‌ها در نقش دادن به ساختار مطلوب سیاسی، اجتماعی، باعث ضمانت و بقای فرهنگ دینی و ساختار سیاسی در بافت و بستر سیاست و فرهنگ سیاسی خواهد شد. به عبارتی دیگر، با اصالت فرهنگ دینی تنومند و ریشه‌دار در ایران، هرچه دولت مردمی‌تر و برخاسته از عمق جان و آمال ایرانیان باشد، فرهنگی‌تر، بومی‌تر و دینی‌تر خواهد بود.

۳) در مدل‌های دموکراسی در غرب مردم تحت تأثیر رسانه‌ها و لابی‌ها و نفوذ اربابان ثروت و قدرت بوده‌اند که امروز به مرور و به تدریج شاهد شکسته شدن حصارهای نامرئی و موانع آهنین بر سر راه دموکراسی و آزادی واقعی مردم در غرب هستیم. ساختار رسانه‌ای و پیشرفت‌های تکنولوژیک تیغ دو دمی هستند که از سویی به نفوذ و سلطه‌ تفکر و دیپلماسی و سبک قدرتمندان غربی کمک می‌کنند و از سویی باعث شفافیت و آفتابی شدن برخی موضوعات و مسائل مهم شده‌اند. به طوری که ابزار و قدرتی برای گروه‌هایی از جامعه شده‌اند که تا دیروز دیده نمی‌‌شدند یا اصلاً قدرتی و تأثیری نداشتند. اما در ایران اسلامی خوشبختانه هنوز ذهن و اراده و خواست درصد بالایی از مردم ورای تبلیغات و هیاهوهای رسانه‌ای مستقلاً می‌اندیشد، تصمیم می‌گیرد و محقق می‌شود. سلامت انتخابات، شور و انگیزه‌ ایرانیان برای شرکت در انتخابات و تعیین سرنوشت و آینده‌ خود، رقابت جدی نامزدها و طرفداران ‌آن‌ها، فضایی ملتهب، هیجانی و گاه نیمه طوفانی در ایام انتخابات و اعترافات دشمنان جمهوری اسلامی ایران درباره‌ سیستم و ساختار دموکراسی در ایران شواهد و گواه‌هایی از استحکام ساختار و صداقت در عملکرد مردم سالاری دینی است. از افتخارات جمهوری اسلامی ایران است که هر چه عقلانیت و آگاهی بخشی، شفافیت و صداقت، اخلاق و تقوای فردی و جمعی افزایش یابد، اراده‌ی راستین مردم و خواست‌ها و اهداف آن‌ها بیشتر محقق می‌شود. ساختار سیاسی مردم سالاری دینی، طوری است که به دنبال تقویت این مؤلفه‌ها است و نه تنها، بر خلاف غرب مانع و سدی در برابر این فضایل اجتماعی و اخلاقی و اراده‌ مردم نیست که اولاً: در مبارزه با توطئه‌ها و دسیسه‌ها و غیر اخلاقی‌ها به چالش بر نمی‌خورد. ثانیاً: در صورت رعایت این مؤلفه‌ها مستحکم‌تر و بیشتر به جلو خواهد رفت. این از نشانه‌های حقانیت یک سیستم و ساختار است که بسط حقانیت و اخلاق و عدم گسترش فساد و بداخلاقی‌های گوناگون سیاسی- فرهنگی به گسترش و نفوذ بیشتر آن کمک می‌کند.

۴) مردم ایران، در انتخابات مختلف و از جمله انتخابات امسال چگونه می‌اندیشند و به نتیجه می‌رسند؟ سؤالی که جوابی پیچیده و تنیده در بافت فرهنگ و سیاست و اجتماع و هنر ایرانی دارد که برای رسیدن به جواب آن باید فراتر از مرزهای فرهنگ سیاسی و روانشناسی سیاسی ایرانیان اندیشید. در ایران هنوز بافت خانواده و ساختار آن، در بافت و ساختار سیاست بسیار نافذ و مؤثر است و این همانی و همانندسازی خانواده و سیاست در تجزیه و تحلیل، نقد و بررسی، رد و نفی و اثبات، جمع بندی و استنباط و برآیند گیری بسیار تأثیرگذار است. مردمی که تجربه‌ی زندگی روزمره را دارند. برای امروز و فردای خود برنامه‌ریزی کرده‌اند و با تدابیری می‌خواهند به نقطه‌ی مطلوب‌تری برسند و سیاسیون و مسئولان را در مجموعه‌ای از باید‌ها و نبایدها، ارزش‌ها و هنجارها، تجربه‌ها و عملکردها، دیروز و امروزها، شعارها و وعده‌ها، ذهنیت‌ها و آرمان‌ها، تناقض‌ها و صداقت‌ها می‌بینند، رصد می‌کنند، تقسیم بندی‌های رادیکال ندارند برای همین هیچ وقت قهر نمی‌کنند و از سیاسی و مسئول جماعت بت نمی‌سازند. حال آیا رواست که با عینک تقسیم بندی‌های ایدئولوژیک، غیرعلمی، تجدد زده، سنتی، جامعه شناختی، تعلقات حزبی و گروهی، رأیشان بدون پیشینه‌ عمیق فرهنگی ـ هنری و تجربه‌ زندگی دیده و تحلیل شود؟

تجزیه و تحلیل‌ها و بررسی‌های انتخابات امسال و هر پدیده سیاسی ـ اجتماعی دیگر در ایران از سوی صاحب‌نظران مبارک، غنیمت و باعث قدردانی و رشد عقلانیت گروهی ماست لکن به‌شرط آنکه در چاله‌های دُگم و جمودهای مختلف محبوس و آلوده نباشد و از واقعیت فاصله‌ زیادی نداشته باشد. مردم‌سالاری دینی از ارکان اصلی گفتمان انقلابی مورد تأکید فراوان مقام معظم رهبری است و به تصریحِ ایشان ملت و دولت هر چه به این گفتمان بیشتر ملتزم باشند بیشتر جلو رفته و پیشرفت خواهند کرد و این انتخابات و حضور مردم یکی از ثمرات به بار نشستن، التزام و پیروزی این گفتمان است.

هستند طیفی در گروه ۱۶ میلیونی که دغدغه معیشت و اقتصاد و اشتغال داشته‌اند و چه بسا دغدغه‌های انقلابی‌شان به پر رنگی و غلظت طرف مقابل نبوده است و هستند افراد و گروه‌هایی در طیف ۲۳ میلیونی که سلایق سیاسی و رویکردهای اجتماعی دیگری را می‌پسندند و معقول‌تر می‌دانند ولی از لحاظ هنری و فرهنگی از طیف مقابل هم جلوتر نیستند. غرض آن است که تقسیم بندی‌های سیاه و سفید از هر دو گروه همچون موارد ذکر شده یا تقسیماتی همچون سنتی- متجدد، انقلابی ـ غیر انقلابی، ایدئولوژیک ـ غیرایدئولوژیک، پوپولیستی ـ علمی، آرمانگرایی ـ واقع‌گرایی با واقعیت هم خوانی ندارد. اغراض و نیت‌های گوناگون برای شرکت در انتخابات و تغییرها را در بافت سیاسی- فرهنگی ایران ندیدن، ساده اندیشی و ساده سازی مسئله است اما این که سرمایه‌ی عظیم بیش از چهل میلیون رأی و نظر را به هر نیت و طریق از سبد اقتدار جمهوری اسلامی، مشروعیت و سلامت ساختاری آن جدا کردن ناصواب و بی‌تدبیری است. جدای از اختلافات، نظرات و سلایق گوناگون، ملت ایران بصیرت و هوشمندی خود را دیگر بار نشان داد. تعهد و حس مسئولیت و ضرورت و اهمیت به صحنه آمدن و نقش آفرینی کردن و تولید سرمایه‌ی اجتماعیِ با طراوت، تازه و قبراق برای جمهوری اسلامی غنیمت فوق‌العاده بزرگ و اعتماد به جمهوری اسلامی و امید به فردای ایران و انقلاب اسلامی است چون فهم و تفسیر ما از پدیده‌ها واقعیت‌های امروز و فردا را می‌سازد و واقعیت‌های میدانی و انگاره‌های ذهنی هستند که انباشت قدرت و گفتمان سازی برای ایران خواهند کرد.

۵) مردم سالاری دینی:

۵-۱٫ به فهم بهتر و عمیق‌تر اجتماع و شرایط و اوضاع و احوال مردم می‌انجامد به‌طوری که بسان دماسنج و موقعیت سنج است. دما، التهاب، جایگاه و استواری درون جامعه را مرتب نشان می‌دهد پس پیام‌ها و درس‌ها و علم‌آموزی‌های آن فراوان و برای آینده بسیار پیش برنده است.

۵-۲٫ از مهم‌ترین یا مهم‌ترین عامل اقتدار، عزت آفرینی، ثبات و ماندگاری جمهوری اسلامی ایران است و رشد کمی و کیفی آن پیشرفت جمهوری اسلامی در همه ساحات و حوزه‌هاست.

۵-۳٫ آینه‌ای از مطالبات و خواسته‌های مردم و ابزاری برای تعویض و اعمال قدرت و گاه پاک سازی درون سیستمی است.

۵-۴٫ عامل تحقق مطلوب‌های مردمی و محدودکننده‌ی قدرت است و خود، از استبداد و دیکتاتوری و توهم قدرت افسار گسیخته جلوگیری می‌کند چون یا برمی گزینند یا با تجمیع نقد و نظرات مانع فساد و بلندگوی عدالت و احقاق حقوق مظلومان است.

۵-۵٫ اعتبار و جلوه‌ اصالت مردم در نظام اسلامی است و مردم بواسطه کرامت و شان والای انسانی مورد تکریم و حکومت اسلامی و مسئول سرنوشت خود هستند. «در مکتب سیاسی امام، هویت انسانی هم ارزشمند و دارای کرامت است، هم قدرتمند و کارساز است. نتیجه‌ ارزشمندی کرامت داشتن این است که در اداره‌ سرنوشت بشر و یک جامعه، آرای مردم باید نقش اساسی ایفا کند.» مقام معظم رهبری، حرم مطهر امام، ۱۳۸۳

۵-۶٫ نیاز به صیانت، حراست و رشد دارد. از آنجا که ستون و رکن اصلی مردم سالاری دینی، خود دین است افزایش ایمان، بصیرت و عقلانیت مردم، تعهد و پایبندی مسئولان به آرمان‌ها و شاخص‌های انقلاب و دوری از ضربه زدن به اعتماد و رأی مردم موجب حفظ و رشد مردم سالاری دینی است. پایبندی به ولایت فقیه و التزام عملی و نظری به آن، مانع تبدیل مردم سالاری و دموکراسی به دیکتاتوری یا ریاست افسار گسیخته و بی‌ضابطه است.

انتهای پیام/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *