غرب مستکبر از ایران انقلابی چه می‌خواهد؟

روزی رضا خان در صحن مجلس شورای ملی از شهید مدرس با عصبانیت و تندی سؤال کرد که: “تو از جان من چه می خواهی؟! مدرس بلافاصله جواب داد: “می خواهم که نباشی![۱]” حکایت امروز غرب مستکبر با ایران انقلابی همان حکایت رضا خان و مدرس است.

پیروزی انقلاب اسلامی با اهداف والای آن که در رأس همه آنها مقابله با سلطه گری و زورگویی جهان استکباری غرب به رهبری آمریکا بود، ضربه هولناکی بر نظام سلطه جهانی وارد آورد و علیرغم تمام توطئه ها و بسیج همه نیروهای سخت و نرم خود نتوانست جلوی پیشرفت و اقتدار روزافزون انقلاب را بگیرد. اینک که در سال های پایانی دهه چهل از انقلاب اسلامی به سر می بریم، مشاهده می گردد که علیرغم ضعف و نابسامانی که در نظام سلطه غرب محور به وجود آمده است و علیرغم تلاشهای خوش خیالانه بعضی از دولت ها در ایران برای کاهش این خصومت ها و بعضاً حتی برقراری روابط دوستانه، ذره ای از خصومت و دشمنی آن علیه انقلاب و نظام اسلامی ایران کاسته نگردیده و همچنان به مخالفت و ضربه زدن به انقلاب اسلامی و نظام حاصل از آن ادامه می دهد با این هدف که نظام جمهوری اسلامی را ساقط و یا حداقل آن را از محتوای انقلابی خود تهی کند.

مع الأسف در جامعه ما گروهی به اصطلاح روشنفکر و در عین حال غرب زده وجود دارند که علیرغم مشاهده این اقتدار و مقاومت توأم با غلبه در این مصاف نابرابر همچنان بر این باور هستند و تلاش می کنند که با این نظام سلطه تعامل داشته و همزیستی مسالمت آمیز داشته باشند و با دادن علائم و اشاراتی سعی می کنند آمریکا را همچنان امیدوار نگه دارند.

البته تردیدی نیست که این گروه نه درک درستی از انقلاب اسلامی دارند و نه شناخت صحیحی از بنیادهای فکری جهان استکباری و بعضاً هم بر این باورند که هدف انقلاب لزوماً ضدیت و مقابله با غرب و نظام سلطه نبوده است؛ بلکه با نگاهی کوته نظرانه و دنیایی، بر این باور هستند که هدف از انقلاب رسیدن به حکومت و قدرت بوده است نه مبارزه و مقابله با استکبار.

مروری بر سیاست خارجی دولت های بعد از انقلاب از دولت موقت تا دولت فعلی نشان می دهد که متأسفانه اغلب این دولت ها حداقل در ذهنیت و نهان خود و بعضاً در علن تلاش می کردند که این شکاف و گسل عمیقی که میان جمهوری اسلامی و غرب بویژه آمریکا وجود دارد، پر نموده و بر روی آن پل بزنند؛ غافل از آنکه این دره و گسل آنقدر عمیق و گسترده می باشد که به این سادگی پرشدنی نیست و فی الواقع غیر ممکن بلکه محال است زیرا که این شکاف و گسل به اندازه تاریخ و عمر بشریت شکل یافته و دوام دارد؛ چرا که در یک طرف همه باطل و نیروهای شیطانی خودنمایی می کنند و از منافع و جایگاه خود دفاع می نماید و در طرف دیگر همه حق و نیروهای الهی و جان بر کف جلوه نمایی می نماید.

مع الأسف در جبهه حق همچنان گروه هایی هستند که برای منافع دنیوی و تنگ نظرانه خود، جهان استکباری را امیدوار نگه می دارند و خوش خیالانه تلاشهای مذبوحانه ای هم می کنند که با دادن امتیازاتی به غرب مستکبر  از شدت این خصومت و دشمنی بکاهند. روزی از برجام هسته ای دم می زنند و به قول رئیس دولت، بازی بُرد-بُرد را مطرح می کنند، روز دیگر قرارداد مبارزه با پولشویی FATF را محرمانه امضا می کنند و روزی دیگر معاهده ۲۰۳۰ یونسکو را، غافل از آنکه دادن این امتیازات به غرب و آمریکای مستکبر نه تنها او را راضی نمی کند بلکه بر اشتهای سیری ناپذیر و جهنّمیش می افزاید زیرا که آنها نهایتاً به دنبال بلعیدن انقلاب اسلامی و مولود ارزشمند آن جمهوری اسلامی می باشند!!

خوشبختانه در این مصاف عظیم و سرنوشت ساز میان این دو جبهه، هر چه زمان می گذرد، جبهه انقلاب و اسلام و مستضعفین عالم قدرتمندتر گردیده و شکست های پی در پی بر جبهه مقابل وارد آورده است و موجبات تضعیف و ناکامی او را فراهم نموده است. با این وجود کوته نظران و دنیادوستان و دنیاپرستان که صرفاً به دنبال منافع کوتاه مدت و زودگذر هستند، همچنان در رؤیاهای خیال‌بافانه خود به سر می برند و نمی خواهند و شاید هم نمی توانند پرواز انقلاب را بر بالای سر مستکبران عالم مشاهده کنند؛ آن طور که پیر جماران در خشت خام می دید و با قاطعیت در اوایل این مصاف در آن زمان که هم انقلاب روزهای نونهالی خود را می گذراند و غرب مستکبر در اوج قدرت، انسجام و توانمندی خود بود، فرمود: “آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.” و “ما آمریکا را زیر پا می گذاریم.” و امروز که ما شاهد هستیم که جریان جهانی انقلاب همچنان سیل آسا می رود که همچنان فرعون و فرعونیان را و به تبع آن غرب زده های وطنی را در امواج خود غرق نماید و این دیر نیست.

و ما اینک به برکت انقلاب اسلامی گام های آخر را در این مصاف تاریخی و به یقین با نابودی استکبار برمی داریم. در عین حال به غرب زده های خیالباف باید گفت که بهتر است تا دیر نشده از خواب غفلت بیدار شوید و بیهوده بر طبل توخالی غرب و آمریکای جنایتکار نکوبید و بدانید در میان این میدان کارزار این شما هستید که قربانی می شوید، بدون آنکه بتوانید ذره ای بر این حرکت انقلابی و جهادی خللی وارد کنید.

پی نوشت:

[۱] کتاب جرعه‌ای از دریا، ج۱، ص ۵۴۷

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *