تحلیل موضوعی جلوه های ظلم ستیزی در شعر رصافی و شهریار

 

چکیده

مقاومت و پایداری همواره با ظلم ستیزی عجین شده است و آن را تداعی می کند. از این رو ادبیات پایداری اختصاص به سرزمین خاصی ندارد. عشق به سرزمین مادری، آزادی خواهی و پایداری در برابر ظلم، ایجاد امید، و مبارزه با بی هویتی و غفلت مردم، از مهمترین جلوه های ادبیات پایداری در شعر است. معروف الرصافی و محمد حسین شهریار، شاعران عراقی و ایرانی بوده اند که در برابر ظلم و ستم ایستادگی نموده، مردم را به مبارزه علیه آنها دعوت کرده اند. این پژوهش به تحلیل موضوعی جلوه های ظلم ستیزی و مبارزه در برابر ظلم وستم و استعمار در اشعارمعروف الرصافی و شهریار، بر اساس مکتب آمریکایی در ادبیات تطبیقی، می پردازد.

با بررسی اشعار شاعر به این نتیجه می رسیم که شاعران، با سرودن اشعاری در راستای آزادی مردم وبیداری و اگاهی آنان در برابر ظلم وستم،نماینده مردمی مظلوم وستمدیدهاند، که از ظلم و جور حاکمان زمان خود به جوش آمده و تصمیم به انقلاب وعدالتخواهی گرفته اند و این خواسته خود را در قالب اشعار مربوط به آگاهی، بیداری و مقاومت مردمی و اسلامی در برابر ظلم و ستم بیان می کنند. و شعر را سلاحی در برابر استعمار و ظالمان قرار می دهند.

کلیدواژه ها

ادبیات مقاومت؛ ظلم ستیزی؛ بیداری ملت؛ معروف الرصافی؛ محمد حسین شهریار

مقدمه

گسترش ظلم و بی عدالتی و تقویت انگیزه ی دفاع از حق در شکل گیری و احیای آن نقش داشته است. از سوی دیگر واضح است که به واسطه ی وقوع نزاع و جنگ و به محض تهاجم یک طرف،طرف مقابل موضع  مقاومت در پیش خواهد گرفت وبه عبارت دیگر، وقوع جنگ به طور طبیعی پدیده ی تهاجم و مقابله را در پی خواهد داشت و هر قدر دامنه ی این جنگ گسترده تر و میزان پیچیدگی و پیشرفت آن بیشتر باشد، دو مقوله ی تهاجم و مقابله، نمود بیشتری خواهد یافت.

مقاومت عبارت است از اقدامی آگاهانه و آزادانه در برابر تحرکی خصمانه در هنگامه ی نبرد، شاعران که ادراکات فراحسی قوی تری دارند؛با تلاشی گسترده به سرودن شعر های مهیج و تحریک احساسات خفته ی مردم مبادرت می ورزند که افزون بر تاثیر گذاری در حوادث و رویداد ها در راستای مصالح مردم سرزمینشان، آثار ادبی ماندگاری نیز از خود بر جای می گذارد.

معروف الرصافی عراقی و شهریار ایرانی که هرگز وضع موجود نتوانسته بود این دوشاعر را راضی سازند، شدیدا تحت تاثیر محیط فکری خود واقع شده و افکار و احساسات خود را معطوف به مسائل اجتماعی و سیاسی ساخته اند وآنها را با زبانی هنری، در قالب شعر بیان می کنند با بررسی مقاومت و جلوه های ظلم ستیزی در شعر رصافی و شهریار به این نتیجه می‌رسیم که،هر دو شاعرانی هستند که وطن برای آنها و در نظرشان معنای وسیعی را در بر می گیرد به طوری که تمام تشویش های ذهنیشان در ارتباط با آزادی وطن و هموطنانشان است.

فرضیه پژوهش

از آنجا که دو کشور ایران و عراق از نظر سیاسی و اجتماعی وضعیتی همانند و شبیه داشته‌اند، از این رو انعکاس این وضعیت،در اشعار این دو شاعر برجسته نیز، همانندی قابل ملاحظه‌ای دارد، معروف الرصافی و محمد حسین شهریار،از شاعرانی هستند که،تحت تأثیر محیط سیاسی-اجتماعی عصر خود بودهو با توجه به ظلم و ستم ستمگران به مبارزه علیه آنها پرداخته و با سلاح شعر و در کنار مردم علیه ظالمان به پا خواستند.آنها وطن را جزء جدایی ناپذیر وجود خود احساس می کنند و ظلم به وطن و جامعه برایشان غیر قابل تحمل می شود.

سؤال پژوهش

جلوه های ظلم ستیزی ومبارزه در برابر ظالمان در نگاه معروف الرصافی و محمد حسین شهریار چگونه جلوه می کند؟  

 ساختار پژوهش

پژوهش حاضر پس از بررسی محیط سیاسی و معرفی رصافی و شهریار به بررسی جلوه های ظلم ستیزی در اشعار رصافی و شهریار و نحوه پرداختن شاعران را به این موضوعات و نوع مضامینی که به کار برده اند و اهمیت وطن دوستی را در نظر این دو شاعر مورد قد و بررسی قرار می دهد.

روش پژوهش

روش پژوهش در این مقاله روش ادبیات تطبیقی در مکتب آمریکایی است که به شکل توصیفی –تحلیلی به بررسی جلوه های ظلم ستیزی و مبارزه در برابر ظالمان در اشعار رصافی ،شاعر عراقی و شهریار،شاعر ایرانی می پردازد و مضامینی را که شاعران به وسیله آن به ظلم ستیزی و ایستادگی در برابر ظالمان می پردازند را مورد بحث و تحلیل قرار می دهد.

پیشینه پژوهش

در زمینه ادبیات مقاومت و ظلم ستیزی در شعر شاعرا ن پژوهش هایی صورت گرفته است که ما در این پژوهش به بررسی چند نمونه از پژوهش هایی که در زمینه مقاومت و پایداری  در شعر دو شاعر انجام گرفته می پردازیم. از جمله” بررسی تطبیقی تجلی عشق به میهن در اشعار فرخی یزدی و معروف الرصافی ” نویسنده: محمودرضا توکلی محمدی ؛نشریه ادبیات تطبیقی ، سال سوم، شماره ۵:”بررسی تطبیقی مفهوم وطن در اشعار بهار و رصافی ” نویسندگان: دکتر ناصر محسنی نیا ، فاطمه داشن؛نشریه ادبیات تطبیقی ، سال اول، شماره۱،پاییز ۱۳۸۸: “احوال و آثار معروف الرصافی شاعر سیاسی-اجتماعی” نشریه زبان و ادبیات دانشگاه سمنان و اما در زمینه شهریار شناسی ” پایان نامه: آراء و اندیشه های شهریار” اثر رسول حیدری در دانشگاه اصفهان، اشاره کرد.اما نویسندگان ای مقاله به بررسی ظلم ستیزی و چگونگی بروز این حس و مبارزه علیه ظالمان در مضامین شعری رصافی و شهریار می پردازند.و موضوعاتی را مورد بررسی قرار می دهند که در شعر دو شاعر شاهد گویایی بر اهمیت وطن و ملت در نگاه رصافی و شهریار را نشان می دهد.

۲-تحولات سیاسی در عصر رصافی و شهریار

۲-۱:محیط سیاسی در عصر رصافی

قرن نوزدهم سخت ترین و دردناک ترین مرحله از تاریخ سرزمین عراق بشمار می رود و این سرزمین در این قرن انواع بحرانهای اقتصادی،اجتماعی،سیاسی و علمی را به خود دیده و روح و روان انسان عراقی نخستین نشانه ای بود که در تیررس این تیرهای آتشین قرار گرفت و به شراره ای خاموش و بی هویت مبدل گشت(عزالدین،بی تا:۲۷).عراق نیز شکاری بود که استعمار پیر برای مدت زمان طولانی در کمینگاه مترصد آن بود.انگلیس پس از درگیریهای فراوان و تحمل تلفات سنگین در سال ۱۹۱۷ بر بغداد استیلا یافت.این کشور از همان آغاز ورود، بغداد را پل نجات و رهایی از یوغ عثمانی عنوان کرد نه پل پیروزی.لیکن طولی نکشید که نیات پلیدش بر ملیت عراق آشکار شد.

۲-۲:محیط سیاسی در عصر شهریار

درآستانه انقلاب مشروطه کشور ایران هنوز تمامی خصوصیات جامعه شناسی یک جامعه سنتی را دارا بود.حاکمیت سیاسی به شکل استبداد کهنسال ایرانی بوده که به حق می توان آن را نمونه متعارف استبداد شرقی دانست.در قرن ۱۹ میلادی طی یک سلسله تحولات اقتصادی،سیاسی،فرهنگی،رفته رفته شکاف هایی در جامعه سنتی ایران پدیدار گشت و حقانیت رژیم سیاسی مبتنی بر استبداد سلطنتی مورد تردید قرار گرفت.

تشدید نفوذ دو دولت روسیه و انگلیس،رشد بی سابقه حجم تجارت خارجی ایران را به دنبال داشت.در انتهای قرن۱۹،اقتصاد ایران عملاً به بازار جهانی وابسته شده بود،مکانیسم های موجود در نظام مبادله کالا و صادرات منجر به فقیر شدن کشور گردید(خارابی، ۱۳۸۰: ۱۱ ــ ۲۱).کشور ما از اوایل قرن ۱۹ به صورت یک منطقه حایل میان دو قدرت فوق درآمده بود.آنها تا قرن۲۰ مایل به اشغال ایران و تقسیم کشور ما میان خود نبودند و از این رو ایران توانست استقلال سیاسی خود را حفظ نموده و از نقشه جغرافیا محو نگردد ولی هر دو دولت در روند رقابت توقف ناپذیر خود سعی داشتند نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را هر چه بیشتر در کشور ما گسترش دهند(همان: ۶۵).

۳- شرح حال ادبی رصافی و شهریار

۳-۱: معروف الرصافی

معروف الرصافی متولد بغداد و پدرش عبدالغنی افندی نژاد کردی داشت(بقاعی،۱۹۹۴: ۲۵).گویند از علویین بوده است.مقدمات علمش را در زادگاهش فرا گرفت، سپس مدت سیزده سال ملازم محمود شکری الألوسی بود و از او فراوان چیزها آموخت.ادبیات عرب را در بغداد و در مدرسه عالی سلطنتی در قسطنطنیه فرا گرفت و درمدرسه الواعظین که از توابع وزارت اوقاف بود معلومات خود را در زبان وادبیات عربی کامل کرد.آنگاه به نمایندگی مجلس مبعوثان عثمانی برگزیده شد. در اواخر نایب رییس انجمن ترجمه و تعریب در وزارت معارف بود.تا به عضویت مجلس نواب عراق انتخاب شد ولی طولی نکشید که به سبب سختگیری حکومت خانه نشین شد.وروزهای اخر عمرش را در عزلت و با اندکی معیشتی که به دستش می آمد گذرانید.

رصافی را در شعر و نثر و لغت و ادب آثار بسیاری است و مشهورترین آنها دیوان اوست،معروف به الرصافیات.این دیوان را محی الدّین الخیاط و شیخ مصطفی الغلایینی،تنظیم کرده و با حواشی و توضیحات به چاپ رسانده است.دیوان رصافی دارای چهار باب است: الکونیات،الإجتماعیات،التاریخیات، الوصفیات(فاخوری،۱۳۸۶: ۷۲۹والفاخوری،۱۴۲۴: ۴۸۶).وی در اوایل جنگ بین الملل دوم،در پی شکست انقلاب رشیدعالی گیلانی،به گوشه انزوا خزید،تا اینکه در سال ۱۹۴۵،در بغداد وفات یافت (البدری،۱۹۵۱: ۴۷).

 ۳-۲: محمد حسین شهریار

 سید محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار فرزند حاج میر آقا خشگنابی که از وکلای درجه اول تبریز و از دانشمندان و اهل ادب بودند،در سال ۱۲۸۳ شمسی هجری در تبریز متولد شد.مسقط الرأس اصلی خانواده او قریه خشگناب است.[AT1] شاعر ایام کودکی را که مصادف با انقلاب تبریز بود در قراء«شنگول آباد»و« قیش قرشاق»و«خشگناب» بسر برد.

تحصیلات خود را با قرائت گلستان ونصاب در مکتب آن قریه و پیش پدر شروع کرد.بعد سیکل اول متوسطه را در مدرسه متحده و فیوضات به پایان رساند و در سال ۱۳۰۰ به تهران آمد و تحصیلات متوسطه را در دارالفنون به پایان رساند( ۱۳۰۳) و وارد مدرسه طب شد و پس از۵ سال تحصیل کمی قبل از أخذ دیپلم دکتری،مدرسه را ترک گفت و به خراسان رفت و تا سال ۱۳۱۴ در آن سامان بود.بعداً به تهران آمده وارد خدمت بانک کشاورزی و پیشه هنر گردید(شهریار، ۱۳۴۷: ۱۱).وی در سال ۱۳۷۶ به سن ۸۴ سالگی در گذشت و در مقبره شعرای «سرخاب»تبریز مدفون گشت(یا حقی ۱۳۷۴: ۱۶۸ ــ ۱۶۹).

۴- ادبیات پایداری

واژه مقاومت و پایداری، همواره با ظلم و ستیزی عجین شده است و آن را تداعی می کند. اگر چه ادبیات پایداری در طول تاریخ، پیشینه ای طولانی دارد؛ ولی گسترش ظلم و بی عدالتی و تقویت انگیزه دفاع از حق در شکل گیری و احیای آن نقش داشته است.سید نجم، در مقاله ای پیرامون ادبیات مقاومت می گوید: ” پیشینه وقوع جنگ، به زمان هابیل و قابیل و نزاع میان آن دو بر می گردد”(حجازی و رحیمی،۱۳۸۹: ۴۱۰).

واژه مقاومت و ادبیات مقاومت بر گرفته از ادبیات و فرهنگ عرب است و عنوان “ادب المقاومه” در دهه شصت در ایران کاربرد یافت و معادل فارسی آن “ادبیات پایداری” نیز بکار رفت.این عنوان نخستین بار در جریان مبارزات ضد استعماری مردم مغرب عربی، خصوصا الجزایره رایج شد.

مفهوم پایداری هر چند در آغاز معنایی کاملا نزدیک و حتی مساوی با مقاومت داشت اما به تدریج مرزها و فاصله هایی با آن یافت. همچنان که دفاع و پایداری نیز معنای کاملا مساوی ندارند. هرنوع دفاعی پایداری نیست و هر نوع پایداری، دفاع. یعنی به تعبیر اهل منطق عموم و خصوص من وجه است. پایداری بر یک امر، گاه غیر از دفاع از یک امر است. اما در قلمرو دفاع از امور، بسیار اوقات پایداری دیده می شود و در یک پایداری ها، عمدتا نوعی دفاع و جانبداری.(سنگری،۱۳۸۹: ۱۸).

۵٫  تحلیل موضوعی جلوه های ظلم ستیزی در شعر رصافی و شهریار

۵-۱:  عشق به وطن

یکی از عمده ترین مسائل عاطفی، که حوزه گسترده ای از تأملات انسان را در دوران ما به خود مشغول داشته، مسئله وطن است. دسته ای با شیدایی تمام از مفهوم وطن سخن می گویند و جمعی نیز برآنند که وطن حقیقتی ندارد. زمین است و آدمیان، همه جا وطن انسان است و جهان را وطن انسان می شمارند(شفیعی کدکنی،۱۶:۱۳۸۹).

در عراق هم در دوره معاصر وطن مفهوم جدیدی به خود می گیرد. عراق تا سال ۱۹۲۰م.استقلال سیاسی نداشته و جزء امپراطوری بزرگ عثمانی محسوب می شده است.جنبش ترکان جوان برای اعراب و از جمله عراق نتایج بسیار مهمی در پی داشت. زیرا باعث ایجاد احساسات ناسیونالیستی در میان اعراب شد و حرکت هایی را در جهت مخالفت با ترکان شکل داد(مار،۱۳۸۰: ۶۰).

شایسته است که رصافی را شاعر سیاسی – اجتماعی به حساب آورند،نه یک سیاستمدار،کسی که به رصافی لقب سیاست پیشه می دهد در اشتباه است،اگر چه او به سیاست علاقمند بود(مطلوب، ۱۹۷۰: ۱۱۷-۱۱۸).او برای میهن خود گریه سر می دهد و از نا تندرستی و تیره بختی آن در عذاب است او زادگاهش عراق را مادر خود می داندکه شایسته هر گونه دوستی و محبت است.

انّما هذه المواطن أُمّ                            مستحِق لها علینا الولاءُ۱              (رصافی،۱۹۸۶ ج۲: ۱۱۶).

وَلَم أَرَ لی شیئاً علیه و إنما          علیَّ له فی الحبِّ أَن اتشدَّدا ۲                            (همان ج۱: ۲۲۱).

و در جائی دیگر وجود خود را با وطن دوستی سرشته می داند که باید هر دشمنی را از او دفع کرد از این رو صادقانه آن را دوست دارد تا آنجا که خود و خانواده اشو دوستانش را به خاطر این دوستی فراموش می کند.

أَشربتُ حُبَّ بلادٍ ما نشأت بها                 إِلا  لأدفَع عنها کل عدوان[۱]

أَخلَصتُ حبّی لها حتی نسیتُ به               نَفسی و أهلی و أحبابی و خلانی[۲]   (همان ج۱: ۴۷۹).

رصافی با این اشعار نشان می دهد که وطن برای او که جانش را فدای وطن می کند خیلی مهم بوده و نمی تواند ظلم و ستم و تیره بختی های آن را تحمل کرده و از آن به راحتی عبور کند. و با تمام وجود می کوشید تا ملتش را از قید و بند ذلت و بردگی و جهل رهایی بخشند و به سوی عزت و آزادگی رهنمون گردد. شعر تنها سلاحی بود که شاعر می توانست بوسیله ی آن  و با تمام وجود از میهن و ملت خود دفاع کند.

 شهریار

در ایران، وطن در دوره معاصر، مفهومی جدید به خود ‌می‌گیرد،«مفهوم وطن به معنای امروزین آن سابقه چندانی در تاریخ حاکمیت سیاسی کشور ایران ندارد و نه تنها در کشور ما، بلکه به عقیده مدرنیسم ها در غرب هم، وطن در مفهوم جدید آن یکی از مفاهیم مهم و محوری ناسیونالیسم است و با معنای «ملت» و «دولت ملی» ارتباط تنگاتنگ دارد، چندان سابقه دیرینه‌ای ندارد، چرا که ناسیونالیسم خود پدیده ای جدید در تاریخ می‌باشد(آجودانی،۱۳۸۲: ۲۱۱).

شهریاردر شعر «مهمان شهریور» نیز به مناسبت بیرون رفتن قوای متجاوز از ایران اظهار خرسندی می‌نماید و به هموطنان خود مژده«بار بستن خزان از حریم بوستان»را می‌دهد.                                             خزان به یغما برده آن ناخوانده مهمان می‌رود
آننمک نشنــاس بشکسته نمکـدان مـی‌رود
از حــریم بــوستان بـاد خـزانی بسته بـــار
بـــا سپـاه اجنبی از خاک ایــــران مــی‌رود      (شهریار،۱۳۷۶:۴۰۱).

از پیامدهای انتقاد از اوضاع زمانه پیدایی یکی از مضامین اصلی شعر مشروطه؛ یعنی بیگانه ستیزی است که در”مرثیه های وطنی”که در این دوره دیده می شود.(افسری کرمانی،۳۸۱:۱۳۷۶).احساس وطن‌دوستی و مبارزه با استبداد و خونریزی، در اندیشه شهریار جنبه جهانی دارد و محدود به ایران نیست. قطعه شعرهای قهرمانان استالینگراد، پیام به «انیشتین»، پیام «دانوب» به جامعه بشر و غیره بازتاب دیدگاه جهانی «شهریار» در راستای حس وطن‌پرستی و ابرازعواطف میهنی است.

شهریار» نه تنها با متجاوزین و اشغالگران وطن خود، بلکه با هر نوعتجاوز و اشغال مخالفت آشتی‌ناپذیر داشت.هنگامی که آلمان هیتلری به ممالک اروپا وروسیه تجاوز کرد.”شهریار” بدون تردید و با تمام نیرو بانگ مخالفت را به اوج رساندو با افشای جنایات وحشیانه قرن بیستم مقاومت خلق‌های روسیه را در برابر دشمن ستوده و منظومه معروف«قهرمانان استالینگراد» را نوشت.استاد”شهریار”در جای دیگر در غزل معروف «آذربایجان» احساس‌های ملی میهنی خود را اینگونه بیان میکند.
  (شعر دوست، ۱۳۸۶ :۴۵۰).

پــرمی‌زنـد مرغ دلم بـا یاد آذربایجــان                   خـوش بــاد وقـت مـردم آزادآذربـایجــان
دیری است دور از دامن مهرش مرا افسرده دل                      بـاز ای عزیزان زنده ام بــا یـاد آذربایجان
آزادی ایــران ز تـو آبادی ایـــران ز تـــو                          آزادبــاش ای خطـه آبــاد آذربــایجـــان

(شهریار ج ۱،۱۳۷۶: ۱۶۵).

۵-۲: دعوت مردم به مبارزه

رصافی برای دادخواهی ملت مظلومش تلاش می کند و این دادخواهی و ظلم ستیزی حتی در آورده های رثای وی متجلی است. چنانکه در قصیده ای که در رثای عبدالحسن السعدون سروده است استعمار را به شدیدترین وجه مورد تهاجم قرار می دهد و از ملت می خواهد که فریفته نقشه های شوم او نشوند.

ما کانَ اشرفَها مِن میتهٍ ترکتُ                     فی نفسِ کُلِّ فتی مِن غبطه اثَرا[۳]

کنّا نُقاسی ضلالاً قَبلَها فإذا                        بِها الطّریقُ إِلی استِقلالنا ظهرا[۴]

(رصافی ج۲ ،۱۹۸۶ :۷۰-۷۱).

رصافی از شاعران مبارزی است که به طور جد به مبارزه با ظلم و ستم می پردازد و از هیچ تلاشی برای  رسیدن به هدفش فروگذار نیست. وی در اشعار خود روح ازادی می دمد و این حس را وارد دل جامعه اش می کند.وی ظلم و ستم زمانه خو را می بیند و تحت تأثیر آن قرار میگیرد و وجدان بیدار شاعر اجازه سکوت به او نمی دهد.

قصیده «وقفه عندیلزر» نمونهای از بیدادگری های وی علیه فرمانروایان عثمانی است.او در این قصیده سی سال حکومت عبدالحمید را لکه ننگی بر پیشانی بشریت می داند و می گوید:

ملأَت خطهَ الزمان شناراً                           فاَبتَها کلٌّ العصیرُ الخَوالی[۵]

یَثِبُ العدل طافراً کلّما                            مَرَّ  علیها  مٌشَمَّرَ  الأذیالِ[۶](همان ج۲: ۲۲۸).

رصافی که خود تراژدی انسان معاصر را لمس کرده است و از آنجا که دیده بود چگونه عده ای مستبد با وعده های دروغین زندگی انسانهای بیچاره را هر طور که خود می خواهند می چرخانند، با شعرای دیگر سرزمین ها هم صدا می شود و فریاد آزادی سر می دهد.

إِذا لَم یَعِش حٌرّاً بِموطِنِه الفَتی                                  قَسَمِّ الفتی مَیتاً و موطِنَه قبراً[۷]

(همان ج۱: ۱۴۵).

وی آزادی را عین زندگی می داند و آن را نصب العین خود قرار می دهد تا در شب ها راهنما و انیس و در حوادث روزگار فریاد رس وی باشد . اما همان اندازه ای که آزادی سیاسی برای او مهم است ، آزادی اندیشه نیز برای او مهم جلوه می کند . بلکه آنرا پایه و اساس سیاسی معرفی می کند

در این ابیات به خوبی اشکار می شود که معروف الرضافی از تمام توان شعری خود برای مبارزه با ظلم و استفاده از قدرت شعر مقاومت و ادبیات بیداری بر علیه استبدا و ظلم به مردم جهان وبویژه مسلمان بهره می جوید.

شهریار

در موضوعات اجتماعی شاعر به برخی از مسائل روز توجه می‌کند و برای اصلاح کشور، گردان و دلیران را به یاری می‌خواند. شهریار در این اشعار مثل یک شاعر پیشرو ظاهر می‌شود. 

پیام من به گردان و دلیران                          جوانان وجوانمردان ایران

یکی غریدنم باید که چون رعد                     کندآشفته خواب نره شیران

نه شیران را سزد گردن نهادن                     به زنجیراسارت چون اسیران

گرم خون ریخت دشمن شهریارا                       به خونی دانی چه بندم نقش، ایران

(شهریار ج۱،۱۳۷۶: ۳۴۶-۳۴۷).

گویی بار ظلم و ستم بر دوش دو شاعر سنگینی می کند. این دو در این اشعار با یک روحیه ظلم ستیزی مردم جامعه را هم به مبارزه دعوت می کنند و پا به عقب نمی گذارند. شهریار جوانان و نوجوانان را مانند شیری می داند که باید غرش کنند تا تن دشمن به لرزه بیافتد و نگذارند که اجنبی به هدفشان برسند تا خود کشورشان را به دست گیرند.

پی نوشت:

۱٫بی شک این وطن ها همگی مانند مادری هستند که مستحق است که ما او را دوست داریم.

۲٫ من حقی بر گردن او(وطن)ندارم و فقط باید در عشق به او بسیار مصر باشم و به شدت بر آن پافشاری کنم.

۳٫ عشق کشوری که در آن بزرگ شدم را چشیدم و فقط تمام دشمنان را از آن دور می کنم.

۴٫ عشقم را برای وطنم خالص کردم تا جایی که به خاطر این عشق خودم ، خانواده ام و محبوبان و دوستانم را فراموش کردم.

۵٫ شریف تر از مرده ای نیست و برنفس هر جوان تاثیری غبطه ای را بر جای می گذارد.

۶٫ ما قبل از آن گمراهی را با ظهر روشن مقایسه می کردیم اما شاید راهی برای هدایت به استقلال ما وجود داشته باشد.

۷٫ تمام  گام روزگار پر از ننگ و عار شد تا جایی که  هر عصاره تاریخ گذشته و قدیمی ای نیز از آن ابا می کند.

مراجع

آجودانی، ماشاءاله(۱۳۸۲هـ.ش)؛ یا مرگ یا تجدد، نشر اختران، تهران
افسری کرمانی، عبد الرضا: نگرشی به مرثیه سرایی در ایران، انتشارات اطلاعات، تهران، جلد دوم، چاپ اول، ۱۳۷۶هـ.ش.
امین مقدسی، ابوالحسن:ادبیات تطبیقی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۸۶هـ ش.
البدری،سعید: آراء الرصافی فی السیاسه و الدین و الإجتماع، بغداد،۱۹۵۱م.
خارابی، فاروق:سیاست و اجتماع در شعر عصر مشروطه، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ۱۳۸۰ هـ ش.
الخیاط، جلال:الشعر العراقی الحدیث مرحله و تطور، دار الرائد العربی، بیروت، جلد ۲، ۱۹۸۷م.
الرصافی، معروف: دیوان، دار العوده، بیروت، المجلد الأول و الثانی، ۱۹۸۶م.
سنگری، محمدرضا:ادبیات دفاع مقدس، بنیاد حفظ اثار و ارزشهای دفاع مقدس، تهران ۱۳۸۹
شعر دوست، علی اصغر:شمع صد ساله؛ستاد بزرگداشت یکصدمین سال تولد شهریار، زمان،۱۳۸۶هـ.ش.
شعر دوست، علی اصغر: یاد آذربایجان، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، تهران، ۱۳۷۸هـ.ش.
شهریار، محمد حسین: دیوان سه جلدی، انتشارات زرین، تهران، ۱۳۷۶هـ.ش.
شهریار، محمد حسین:کلیات دیوان شهریارمجموعه ۵جلدی به تصحیح خود استاد، چاپ افست اسلامیه،چاپ دوم، ۱۳۴۷هـ.ش.
شهریار، محمدحسین،دیوان اشعار،تهران،زرین/ نگاه،۱۳۷۸
عزالدین، یوسف:الشعر العراقی اهدافه و خصائصه فی القرن التاسع عشر، مکتبه الدراسات الأدبیه، لا تا.
الفاخوری، حنا:تاریخ ادبیات زبان عربی، انتشارات توس، تهران، ۱۳۸۶هـ.ش.
الفاخوری، حنا: الجامع فی التاریخ الأدب العربی؛الأدب الحدیث، ذوالقری، قم، ۱۴۲۴هـ.ق.
مار، فب(۱۳۸۰هـ.ش.)؛ تاریخ نوین عراق، ترجمه محمد عباس پور، بنیاد پژوهش های اسلامی، مشهد
محقق، جواد: کلمات در خط مقدم، روایت فتح، تهران، ۱۳۸۹هـ.ش.
مطلوب، أحمد:الرصافی آراءه اللغویه و نقدیه، بغداد، ۱۹۷۰م.
ندا، طه:ادبیات تطبیقی، ترجمه هادی نظری منظم، نشر نی، تهران، چاپ اول، ۱۳۸۳هـ.ش.
یاحقی، محمد جعفر: چون سبوی تشنه ادبیات معاصر فارسی، انتشارات نیل، چاپ اول، ۱۳۷۴هـ.ش.

مقالات:

شفیعی کدکنی، محمدرضا؛ «تلقی قدما ازوطن»، ادبیات وزبانها: بخارا، شماره۵۷، ۱۵-۴۵

حجازی و رحیمی، بهجت السادات و فایزه: جلوه های ادبیات پایداری در شعر ایلیا ابوماضی،مقالات سومین کنگره ادبیات پایداری کرمان به کوشش دکتر احمد امیری خراسانی۱۳۸۹،۴۰۹-۴۲۶  

دو فصلنامه مطالعات بیداری اسلامی شماره ۸

ادامه دارد…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *