انقلاب، انقلاب اسلامی، انقلابی گری

برای شناخت و بررسی هر پدیده ای ابتدا بایستی به تعریفی جامع و مانع از آن دست یافت و حدود واژ  گان آن پدیده را شناخت. این بررسی و پژوهش واژگانی موجب می شود گفت وگو درباره آن پدیده، دقیق و از مغالطه و خطا تا حدودی ایمن باشد. شاید برای واژه انقلاب بتوان به تعداد اندیشه ورانی که درباره آن به بحث پرداخته اند، تعریف ارائه کرد. در برخورد با واژه  انقلاب، نوعی تغییر بنیادین تداعى می شود. از این رو در این نوشتار ابتدا به تبین و تعریف واژه انقلاب می پردازیم و سپس شاخصای انقلاب را بیان خواهیم کرد.

انقلاب

واژة انقلاب در قرآن کریم به معنای «رجوع و بازگشت» و «تحول و دگرگونی» است. لغت نامه معین، ریشه انقلاب را از قلب می داند و آن را دگرگونی، زیرو رو شدن، تحول و تغییر معنا می کند.۱ از دیرباز واژه انقلاب در زبان عربی و فارسی برای حرکت دورانی اجرام آسمانی و گردش ستاره ها به دور کره زمین به کار می رفت و از اصطلاحات نجومی بود. غربیان نیز برای این اصطلاح نجومی لفظ revolution را به کار برده اند.

در کتاب های گوناگون لغت و اصطلاح نامه ها، ادله ای را برای کاربرد این واژه برای حرکات اجرام آسمانی بیان کرده اند. لفظ انقلاب نیز در علوم دیگر برای تغییر اساسی از یک وضعیت به وضعیت دیگر استفاده می شود. تحولات سال ۱۶۶۸ در انگلستان که به تسلط پارلمان بر مقام سلطنت انجامید، باعث شد که لفظ انقلاب وارد علم سیاست شود.۲ و برای تغییرات بنیادی در ساختار نظام اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی استفاده شود.

معناى اصطلاحى انقلاب، داراى کاربرد فراوان و تعابیر و تعریف هاى متعددی است. تقریباً بیش تر علوم، از آن استفاده کرده اند و هر یک، تعبیر و تـعـریـف ویژه ای از آن ارائه کرده است. در هر جامعه  ممکن است از جهات گوناگون تغییر و دگرگونی اتفاق افتد؛ اما اندیشه وران سیاسی وقتی حـرکتی مردمى در جهت تغییر سریع و بنیانى ارزش ها و باورهاى جامعه رخ می دهد، از آن به انقلاب تعبیر می کنند.

 به عبارت دیگر، انقلاب یعنی کنار گذاشتن آن چه جامعه ای به آن عادت داشته و یا طرد حکومتى که قانون وضع و آن را اجرا و متخلفان آن را مجازات مى کرده است؛ به تعبیری سلب این حقوق از حکومت و کنار نهادن همه وابستگان دور و نزدیک آن از صحنه سیاست و اجتماع. به واسطه انقلاب، رژیمى که همه ابزارهاى اقتدار سیاسى، اجتماعى و فرهنگى و مراکز کنترل و نوسانات جامعه را در اختیار داشته، ناگهان سرنگون و به جاى آن رژیمی دیگر در جامعه حاکم مى شود.

دگرگونی در جامعه

نزدیک به نیم میلیون سال است که آدمی روی زمین زندگی می کند. اما دانشمندان برای زندگی بشری روی کره خاکی به تقسیم بندی زمانی پرداخته اند که گویای دگرگونی های جامعه بشری هزاره های اخیر است. به اعتقاد آن ها، کشاورزی که شالوده ضروری برای زندگی آدمی است، بیش از دوازده هزار سال پیشینه ندارد و تاریخ تمدن بشر به شش هزار سال یا اندکی بیش تر برمی گردد.

بی گمان در این چند هزار سال، دگرگونی هایی در تمدن انسان رخ داده است؛ زیرا در اجتماع های بشری، اختلاف عقیده و سلیقه ها بر اساس اختلاف خواست ها و گرایش های افراد جامعه خود را نمایان می کند. بنا بر این با پیدایش مدنیّت و شکل گیری جوامع امروزی شاید بتوان گفت تغییراتی که در این شش هزار سال رخ داده، بیش از دگرگونی هایی پدیدآمده در تمام مدت زمان پیش از آن است.

با بررسی زندگی بشر و ساختار اجتماعی در چند قرن اخیر به آسانی می توان دریافت که شیوه های زندگی و نهادهای اجتماعی جهان امروز  با شیوه های زندگی و نهادهای اجتماعی گذشته ای حتی نه چندان دور تفاوت اساسی دارند. فقط در طی همین دو یا سه قرن اخیر که زمانی نسبتاً کوتاه به  نسبت زندگی آدمی در بستر تاریخ بشر می باشد، زندگی اجتماعی انسان با تغییرات شگرف و دگرگونی های پرشتاب در مقایسه با نظم اجتماعی که مردم هزاران سال در آن می زیستند روبه رو است.

تقریباً در نیم قرن گذشته، آهنگ دگرگونی به جای کند شدن، شتاب فراوان گرفته و انسان امروزی بیش از هر نسل دیگری با آینده ای نامعلوم روبه رو است. گر چه اوضاع زندگی برای نسل های پیشین همیشه نامطمئن بود و مردم در برابر بلاهای طبیعی، طاعون و قحطی بی دفاع بودند و بشر امروز به ویژه در کشورهای صنعتی و پیشرفته به میزانی چشم گیر از این بلایا مصون بوده اما باز با احساس ناامنی در باره آینده روبه رو است؛ احساسی ناشی از نیروهایی اجتماعی که بشر برای خویش رقم زده و حاصل تلاش برای تغییرات اجتماعی خود است.

عوامل مؤثر در دگرگونی های اجتماعی

عوامل مؤثر در دگرگونی های اجتماعی، به  طور معمول، معلول  رشته ای از عوامل دیگر هستند؛ و آن عوامل هم،  خود، بر اثر علل دیگری پدید  آمده اند، و این سلسه ممکن است ادامه داشته باشد. بنابراین مراد ما از عوامل دگرگونی های اجتماعی، علل نزدیک تحولات جامعه است.

دگرگونی های اجتماعی یا با میل و اراده تمام یا اغلب افراد جامعه ایجاد می شود و یا خواست افراد جامعه در آن دخالت ندارد. به عبارت دیگر، تغییرات اجتماعی یا آگاهانه و ارادی است و یا غیرارادی و از روی ضرورت. تقریباً میل و اراده  بشر به نوعی در دگرگونی های اجتماعی دخالت دارد اما گاهی اعمال ارادی انسان ممکن است به نتایج ناخواسته ای هم بینجامد! بنا بر این، دگرگونی های اجتماعی را می توان به دو دسته ضروری یا تصادفی، و دگرگونی های ارادی تقسیم کرد.

دگرگونی های ضروری یا تصادفی پاره ای از دگرگونی هایی است که بر اثر رخدادهای طبیعی و یا برخی عوامل انسانی پدید می آیند ولی همه افراد جامعه مجبور به پذیرش آن هستند؛ مانند سیل، زلزله، جنگ و…. وقتی جامعه ای مورد حمله دشمنی بیرونی و بیگانه قرار می گیرد، ناخواسته باید به مصائب و بلایای ناشی از آن تن در دهد و یا وقتی فرد و یا جامعه ای برای هدفی معیّن و معلوم، اقدام می کند و به نتیجه ای دیگر منتهی می شود که در آغاز، مورد نظر نبوده است، تحولی در زندگی آن جامعه رخ می نماید، و یا اعمال شخصی که در  عین بهره مند شدن وی، مورد بهره برداری افراد دیگر نیز قرار می گیرد، پس از رواج در جامعه موجب تحولی در زندگی اجتماعی می شود.

گاه تغییراتی خواسته یا ناخواسته اتفاق می افتد که به دلیل هم جواری و ارتباط با جامعه، موجب افزایش و رشد علوم و فنون و یا ایجاد دگرگونی های اجتماعی می شود. از دیگر عوامل ناخواسته در دگرگونی های اجتماعی، افزایش یا کاهش جمعیت، وجود جمعیت نامتجانس، و  وجود تعارض ها و بی سازمانی اجتماعی است که ناخواسته در آن جامعه دگرگونی ایجاد کنند.

برخی دگرگونی ها، دگرگونی های ارادی است؛ در این  دسته از دگرگونی ها همه یا اغلب افراد جامعه با هدف مشترک اقدام به فعالیتی همگانی می  کنند. به طور معمول، این اقدام در پی تحقق هدف مشترک است و آن را «جنبش یا نهضت اجتماعی» می نامند.

هر کار هدف دار، اعم از فردی و یا اجتماعی، به  طور معمول برای دفع ضرر و یا جذب منفعت است. دفع ضرر و جذب منفعت ممکن است دنیوی و مادی و یا اخروی و معنوی باشد. پس برای رهایی از این مانع، اقدام به حرکت همگانی می شود؛ البته اکثر جنبش های اجتماعی دارای انگیزه های مرکب هستند.

اساس هر کار اختیاری در انسان، باورها و  ارزش هایی است که از یک بینش و جهان بینی سرچشمه می گیرد. کلیه رفتارها و کنش های اجتماعی نیز بر اساس نظم و ساختاری صورت می گیرد که مبتنی بر باورها و ارزش های غالب در آن جامعه است. بنابر این، ارزش ها و آرمان ها تأثیری چشم گیر بر فرد و جامعه و رفتارهای فردی و فرایندهای اجتماعی دارند.

به عبارت دیگر، ساختار حاکم در هر جامعه مبتنی بر آرمان های غالب آن جامعه است؛ چنان که در باورها و ارزش های بین افراد جامعه خللی وارد و یا ضعیف شود، بایستی در آن جامعه منتظر دگرگونی بود؛ زیرا باورها و ارزش های کنونی جامعه با باورها و ارزش هایی که مبانی ساختار و نظام حاکم بر جامعه را شکل می دهند، متفاوت است. بنابراین بر اساس میزان تغییری که در باورها و  ارزش ها ایجاد می شود، در جامعه تغییر رخ خواهد داد. بر همین مبنا، دگرگونی ها در جوامع متفاوت خواهد بود.

انواع دگرگونی در جامعه

همان گونه که بیان شد، هر دگرگونی و تغییر در جامعه بر اساس تغییر در باور های جامعه است. گاهی این تغییرات جزئی و سطحی است و با تغییرات و اصلاحات جزئی، خواست جامعه تأمین می شود. به واقع تغییرات، بنیادى نیست و جامعه از نظر بنیاد و ساختار اصلى و نظام حاکم، دگرگون نمی شود، بلکه فقط با تغییرات و اصلاحاتی در وضعیت موجود اوضاع بهبود می یابد. این نوع دگرگونی را اصلاح می نامند.

گاهی رژیم حاکم بر جامعه نمی تواند مطالبات را تأمین کند ولی جامعه همچنان امیدوار است با اصلاحاتى بتواند شرایط حاکم بر جامعه را با کم ترین خسارت و هزینه  تغییر دهد و به مطالبات خود برسد. این تحول و تغییر، رفرم نامیده  می شود که درون نظام حاکم و به صورت آرام، در عین حفظ آن، تحقق مى یابد؛ مانند نهضت مشروطیت که با حفظ سلطنت قاجار و با کسب رضایت مظفرالدین شاه، نظام استبدادى را به نظام مشروطه سلطنتى تبدیل کرد.

اگر حرکت در جامعه برای دگرگونی، همراه با طغیان و بروز نارضایتى باشد و موجب تغییراتى در مدیریت نهادهاى سیاسى شود، اما به زیر و رو کردن و تغییر بنیادین آن ها نینجامد، شورش نامیده می شود. در شورش، فقط نفس تغییر اهمیت دارد و برای افراد جامعه، نظام جایگزین آن مهم نیست.

اگر حرکت مردمى برای تغییر و دگرگونی، سریع و بنیانى بود به گونه ای که ارزش ها و باورهاى مسلط بر جامعه، نهادهاى سیاسى، ساختارهاى اجتماعى، رهبرى، روش ها و فعالیت هاى حکومتى جامعه همراه با خشونت تغییر کند، آن را انقلاب می نامند. اما اگر اقلیتی در جامعه درصدد تحمیل عقاید و ارزش های مطلوب خود بر اکثریت جامعه برآید و با فعالیت هاى توطئه آمیز و خارج از قاعده و قانون و به وسیله  نیروی نظامى، مطالبات خود را بر نظام حاکم در جامعه تحمیل کند، این دگرگونی را کودتا می گویند. در کودتا معمولا مردم نقشى ندارند اما به دلیل فشار و یا بی  اعتنایی به حاکمیت، آن را می پذیرند.

بنابراین، تا هنگامی که بینش فکرى افراد و ذهنیتى که بر اساس آن عمل مى کنند متحول نشود، رفتار اجتماعى آنان هم تغییر نمى کند و بدون تغییر رفتار افراد جامعه، انقلابى در جامعه رخ نخواهد داد. به سخن دیگر، فضیلت های اخلاقى، ارزش هاى معتبر و رایج در سطح جامعه و به طور کلى باورهاى مسلط بر کل جامعه، ساختار و نظام حاکم بر جامعه را می سازند و بنیادهای جامعه را تشکیل می دهند. رهبران و مدیران جامعه باید از این آرمان ها و ارزش ها پیروی کنند و چنان چه تضاد و تعارض یا دوگانگى بین آن ها به وجود آید، موجب بى ثباتى و  از دست رفتن تعادل جامعه مى شود.

انقلاب اسلامی ایران

جامعه ایران در سال ۱۳۵۷با انقلاب اسلامی خود، اساس جامعه را  طبق ارزش ها و باورهای اسلامی و به رهبری مرجعیت تشیع حضرت امام خمینی(ره) بنیاد گذاشت و بر نظام طاغوتی و حامیان آن پیروز شد و نظام الاهی ولایت فقیه را مبتنی بر ارزش های اسلامی بر جامعه حاکم ساخت.

حضرت امام خمینی(ره) با انقلاب اسلامی، بالاترین سطح بندگی خدای یکتا و غنی ترین زندگی انسانی را به ملت ایران هدیه کرد. انقلاب اسلامی آیینه عالی ترین زندگی توحیدی و نفی طاغوت بود که زمینه ای بر ای نفوذ و گسترش توحید در انسان ها و جوامع بشری فراهم کرد. انقلاب اسلامی از دید امام(ره) و مقام معظم رهبری حفظه الله، یک تحول و دگرگونی بزرگ انسانی اجتماعی و آغاز عصری جدید برای بشر است.

مقام معظم رهبری حفظه الله در نخستین سالگرد رحلت امام راحل(ره) می فرمایند: «با انقلاب اسلامی در ایران و با تشکیل نظام اسلامی در این نقطه از عالم و با مبارزات طولانییی که ملت ما پشت سر رهبر عظیم الشأنش، برای حفاظت از انقلاب و اسلام انجام داد، عصر جدیدی با خصوصیاتی متمایز با دوران قبل، در عالم به وجود آمد.قدرت های مادّی دنیا، چه بخواهند و چه نخواهند؛ امریکا چه بخواهد و چه نخواهد، این دوران در دنیا آغاز شده و پیش هم رفته است و تأثیرات این عصر جدید، روی ملت ها و دولت های ضعیف و نیز روی دولت های قوی و ابرقدر ت ها محسوس است.۳

…مسأله این نیست که ما چند شرابخانه را در مملکتمان بستیم و نگذاشتیم فلان منکر انجام بگیرد؛ این ها ظواهر کار و پدیدارهای قضیه است؛ عمق کار خیلی از این ها بیش تر است. به برکت قیام این مرد، دنیا و ایران تکان خورد.۴

انقلابی گری

حضرت امام راحل و در ادامه مقام معظم رهبری با توکل بر خدا و پشتیبانی مردم ولایت مدار، تحولی را در جامعه ایران رقم زدند که مردم با رعایت نظم و نظامی که اسلام ترسیم کرده و امنیت و رفاه و… زیر چتر آن تعریف می شود، به سعادت دنیوی و اُخروی دست خواهد یافت. به تعبیر مقام معظم رهبری، این انقلاب یک رستاخیز عظیم در دنیا بلکه رستاخیز عظیم تری در انسان ها به وجود آورد که مس ها را به طلا تبدیل کرد.۵

انقلابی گری تنها راه تحقق اهداف و آرمان های نظام اسلامی و مانایی حفظ روحیة انقلابی گری است. تنها به چند تحرک حتی اسلامی دل خوش کردن و تصور به پایان خط رسیدن، ما را با مخاطرات بسیاری روبه رو خواهد کرد. برنامه امام راحل بر اساس آموزه های دین مبین اسلام برای رهایی بشریت از چنگال دشمنان، حفظ روحیة انقلابی گری بود نه کسب رضایت کدخدای بی خدا که هدفی جز تبلیغ و ترویج آتش بی خدایی و زندگی حیوانی ندارد.

در دوران کنونی که دشمن از هیچ اقدامی برای نابودی جمهوری اسلامی و انحراف بشر دریغ نمی کند، بایستی نخست دشمن و ابزار او را شناخت؛ چنان که مقام معظم رهبری می فرمایند: «پول و قدرت پولی امروز توانسته ظریف ترین، لطیف ترین و شیواترین حقایق عالم ماده را هم در خدمت بگیرد؛ …امروز برجسته ترین و تواناترین مجموعه سینمایی دنیا در «هالیوود» است.

 شما ببینید هالیوود در خدمت چیست، در خدمت کیست، …قدرت های اقتصادی از دین هم استفاده می کنند؛ از کلیسا هم استفاده می کنند. …من کلیسا را که اسم می آورم، نه این که می خواهم بگویم مسجد آن طوری نیست؛ نه خیر، قدرت و پول و زر و زور از مسجد و معنویات هم استفاده می کند.»۶ باید به این مهم پی برد که دشمن برای مبارزه با انقلابی گری هم از ظریف ترین ابزارها و حتی مساجد هم می تواند بهره ببرد.

از یاد نبریم هویت شکل گرفتة ما تنها در سایه ایمان خدا و طراوت دینی و روحیه انقلابی بود و به فرموده رهبری معظم انقلاب «امروز این هویت عظیم جمعی و بین المللی در حال شکل گرفتن است؛ محورش هم نظام جمهوری اسلامی است.»۷

نباید از یاد ببریم که بر اساس بینش اسلامی، انقلاب رخ داد و نظام جمهوری اسلامی بر محور ولایت فقیه  شکل گرفت. برای رسیدن به آن اهداف، مردم موظف به حفظ روحیة انقلابی خود هستند و اگر به ارزش ها و باورها که یکی از آن ها روحیة انقلابی گری است، بی اعتنا شوند، سست شدن پایه های نظام قطعی خواهد بود. حفظ روحیه انقلابی گری در گام نخست نیازمند شناخت شاخص های انقلابی بودن است. در کنار اعتقاد به مکتب اسلام، اعتقاد و التزام عملی به ولی فقیه و شفاف کردن مرز خود با دشمنان انقلاب، از شاخص های انقلابی گری به شمار می آید و لازمه این امر، داشتن بصیرت دینی و سیاسی است؛ به عبارتی دیگر، فرد انقلابی باید از آگاهی های لازم برای غفلت زدایی و معرفت نافذ نسبت به پیرامون خود برخوردار باشد.

برخورداری از قدرت تحلیل درست رخدادها در شناخت دوست از دشمن، از ویژگی های دیگر انقلابی گری است. تقوای فردی و جمعی، رعایت حدود الاهی، امر به معروف و نهی از منکر، تفکیک ناپذیر بودن دو اصل جمهوریت و اسلامیت، عدالت خواهی و ظلم ستیزی، مبارزه با انواع فساد، و دفاع از محرومان و مستضعفان در تمام نقاط عالم از دیگر ویژگی های یک انقلابی است.

سخن پایانی

این  روزها از جانب برخی غافلان و یا خائنان، هضم شدن در نظام جهانی و تکیه بر آن در رسانه های مختلف تکرار می شود. همان گونه که گفته شد، نظام جمهوری اسلامی ایران بر هویت اسلامی خود متکی است. اگر ما بخواهیم به توصیه این غافلان عمل کنیم و در نظام جهانی هضم شویم، هویت اسلامی خود را از دست خواهیم داد؛ هر چند برخی، همین را نیز برای رسیدن به توسعه توصیه می کنند!

تأکید مکرر مقام معظم رهبری طی سال های اخیر بر حفظ روحیه انقلابی گری و تصریح به این که «ظام»، «مجلس خبرگان باید انقلابی بماند» و «در مقابل جریان غیرانقلابی داخل نظام باید ایستاد»، همه در راستای استمرار حرکت های انقلابی و پرهیز از هر گونه محافظه کاری است. ایشان در سخنرانی خود در جمع طلاب و روحانیون به این مسأله اشاره و تأکید کرده اند: «علت اصلی مخالفت نظام سلطه با جمهوری اسلامی، ایستادگی ایران در مقابل نظام ظالمانه جهانی است. اگر این ایستادگی نباشد، هر اسم و شکلی داشته باشید، نظام سلطه با شما مخالفتی نخواهد داشت.»

رهبر معظم انقلاب در ادامه سخنان خود با اشاره به مخالفت با انقلاب و اصول انقلابی به صورت زیر پوستی  می فرمایند: «گاه به  صراحت با اصل انقلاب مخالفت می شود اما گاهی غیرمستقیم با مبانی و مبادی  اعتقادی انقلاب مخالفت می شود که باید در این  زمینه حساس بود و تأکید مکرر بر ضرورت هوشیاری در مقابل استکبار و آمریکا به همین علت است.»  بی گمان، یکی از راه کارهای دشمن برای مبارزه با انقلابی گری تلاش برای هضم کردن ایران انقلابی در هاضمة نظام سلطه است.

معظم له درباره ضرورت هضم نشدن در نظم جهانی که ظاهر بزک کرده آن، برخی خواص را هم فریفته و آن ها را متمایل به آمریکا کرده است، می فرمایند: «اگر نظام اسلامی در قبال نظم منحط جهانی، هویت خودش را از دست داد، شکست خواهد خورد. این که می بینید من مسأله استکبار و آمریکا را تکرار می کنم، از روی عادت نیست؛ احساس خطر می کنم.»

تأکیدهای رهبری در جمع طلاب و اندیشه وران دینی و دانشگاهی و سایر خواص کشور بر انقلابی گری، نشان از نقشه ها و تحریک برخی تحلیل گران خارج نشین و حرکت آشکار و پنهان برخی  افراد و محافل داخل دارد. بی گمان، نگرانی رهبری در این باره پیوند نزدیکی با مسائلی دارد که در یک سال اخیر در کشور رخ داده است، و گذشت زمان ابعاد بیش تری از آن را هویدا خواهد کرد.

بنابر این امروز جوانان مذهبی و حزب اللهی باید با همه وجود در وسط میدان باشند و مرزهای عقیدتی را پاس دارند. جوانان و مردم انقلابی باید ضمن نقد نگاه اشرافی گرایانه و غرب پرستانه که در تقابل با روحیة انقلابی گری قرار دارد، با رویکرد ساده زیستی در زندگی و افزایش قدرت تحلیل، در عملی کردن آرمان های امام و شهدا گام بردارند.

پی نوشت ها:

۱٫ دکتر معین، فرهنگ فارسی، ج۱، تهران، امیرکبیر، ۱۳۶۰٫

۲٫ غلام رضا علی بابایی، فرهنگ علوم سیاسی، تهران، نشر ویس، ۱۳۶۹، ص ۳۶٫

۳٫ سخنرانی در مراسم نخستین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره)۶۹/۳/۱۴٫

۴٫ بیانات در مراسم بیعت طلاب و روحانیون، ۶۸/۳/۲۲٫

۵٫ ۶۸/۴/۲۸٫

۶٫ بیانات در دیدار دانشجویان برگزیده و نمایندگان تشکل های دانشجویی، ۸۴/۷/۲۴٫٫

۷٫ همان.

فصلنامه فرهنگ پویا شماره ۳۳

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *