بازی همسو و متفاوت ایران و ترکیه در قبال کردستان عراق

بعد از تروریست‌های داعش به‌عنوان عامل واگرایی در روابط چندساله  ایران و ترکیه، برخی کارشناسان از چالش کردستان عراق به‌عنوان عامل همگرایی دو کشور در سیاست خارجی یاد می‌کنند. اقدام اخیر بارزانی در برگزاری یک‌جانبه همه‌پرسی جدایی از عراق باعث شده است تا دولت‌های ایران و ترکیه در قبال این رفراندوم وحدت رویه اعلامی داشته و نه‌تنها اقلیم کردستان را محکوم نمایند بلکه بر اقدامات لازم جهت حفظ تمامیت ارضی عراق تأکید نمایند. در این یادداشت سعی می‌شود اهداف و عملکرد دو کشور ایران و ترکیه در قبال آینده اقلیم کردستان عراق بررسی شود.

هدف مشترک با نگاه متفاوت

دو کشور ایران و ترکیه باوجود شرایط متفاوت نسبت به کردها در خصوص وضعیت اقلیم کردستان عراق وحدت رویه داشته و بر حفظ تمامیت ارضی عراق تأکیددارند. روابط و دیدارهای اخیر مسئولین دو کشور و سفر اخیر اردوغان به ایران نشان از اتحاد دو کشور برای حفظ مرزهای ملی دارد. باوجود هدف مشترکی که مسئولین دو کشور در روزهای اخیر نسبت به آن اظهارنظر کرده‌اند اما نکته مهمی که باید بررسی شود علت این وحدت در مقابل اقلیم است.

دولت ترکیه به دلیل شکاف قومی در این کشور و تنش‌های سیاسی احتمالی در آینده نگران تهدید تمامیت ارضی ترکیه از سوی بیش از ۲۰ میلیون کُرد است که وجود کردستان کوچک در مرزهای ترکیه را الگوی مبارزات سیاسی و نظامی خود قرار خواهند داد و در این صورت آینده تمامیت ارضی این کشور با مخاطره جدی مواجه خواهد شد. واقعیت این است که کشور ایران در این زمینه دلایل متفاوتی برای حفظ تمامیت ارضی عراق دارد. جمهوری اسلامی ایران از یک‌سو اتحاد چندساله با دولت مرکزی عراق را ارج می‌نهد و بر ضرورت پایبندی به تعهدات سیاسی و نظامی در قبال این دولت تأکید دارد و از سوی دیگر شرایط موردنظر بارزانی را به نفع کردستان عراق نمی‌داند و بر اجتناب از تنش سیاسی و نظامی بین اقلیم کردستان و دولت مرکزی عراق تأکید دارد.

بنابراین باوجود هدف مشترک دو کشور در خصوص حفظ مرزهای بین‌المللی عراق، نگاه دو دولت ترکیه و جمهوری اسلامی ایران به همه‌پرسی در خاک کردستان عراق متفاوت است. ترکیه یک نگاه درونی به مسئله کردها در خاک این کشور دارد و به دلیل تهدیدات احتمالی برای آینده این کشور بر ضرورت مقابله با اقلیم کردستان عراق تأکید دارد، اما ایران یک نگاه بیرونی و معطوف به کشور عراق به‌عنوان متحد استراتژیک منطقه و حفظ کرامت انسانی کُردها دارد و از درون احساس ناامنی همچون ترکیه ندارد. لذا باوجود نگاه متفاوت به مسئله کردها در غرب آسیا، دو کشور بر حفظ تمامیت ارضی عراق و پایبندی به قانون اساسی این کشور و تلاش برای برقراری امنیت در مرزهای بین‌المللی تأکیددارند.

سیاست اعلامی واحد و اقدامی متفاوت

همان‌گونه که هدف مشترک و نگاه متفاوت ایران و ترکیه در قبال کردها بررسی شد در حوزه عملکردی نیز سیاست واحد و رفتار متفاوت دو کشور در خصوص اقلیم کردستان عراق قابل‌تحلیل است. واقعیت این است که برخلاف روابط پرتنش ترکیه با کردهای این کشور و عدم پیوند تاریخی و فرهنگی بین دولت ترکیه و مردم کُرد، جمهوری اسلامی ایران از این ویژگی بارز برخوردار است که نه‌تنها پیوند تاریخی، فرهنگی و ریشه‌ای با کُردها دارد بلکه اساساً روابط حسنه‌ای با این قوم ایرانی داشته و هم‌جواری حسنه و ارزشمندی با کردهای خارج از ایران دارد. باوجود تنش‌هایی که ایران با برخی گروه‌های تروریستی مثل کومله و پژاک داشته است که از آن می‌توان به کشمکش بین دولت مرکزی و گروه‌های گریز از مرکز وابسته به قدرت‌های برون‌مرزی یادکرد،  اما تنش قومی به صورتی که در عراق و ترکیه بین اعراب و ترک‌ها با کردها وجود دارد ، هیچ‌گاه در ایران باب نبوده است. با توجه به شرایط متفاوت ایران و ترکیه نسبت به کُردها، بی‌شک رفتار و عملکرد آن‌ها نیز در قبال اقلیم کردستان عراق متفاوت است.

به لحاظ سیاسی و با توجه به اعلام مواضع و بیانیه‌ها، اشترک نظر لازم بین دو کشور وجود دارد و این سیاست متحد اعلامی را می‌توان در بیان مسئولین ارشد دو کشور ملاحظه کرد. بر اساس این سیاست واحد برقراری روابط مستقیم با دولت مرکزی عراق، کمک به این کشور برای برقراری ثبات در مرزهای ملی، محکوم کردن اقلیم کردستان عراق برای نقض قانون اساسی این کشور و همچنین کاهش سطح روابط با اقلیم کردستان عراق، در دستور کار آن‌ها قرارگرفته است.

در صورت حل مناقشه بین دولت و اقلیم کردستان عراق از طریق سیاست‌های اعلامی، نیاز به اقدام عملی دو کشور کان لم یکن می‌شود. ولی در صورت تداوم تنش میان آن‌ها، دو کشور ناگزیر به اقدامات عملی جدی‌تر و مناسب خواهند شد. باوجود سیاست اعلامی واحد و تلاش برای حل منازعه از طرق سیاسی، در صورت نیاز به ورود عملی دو کشور، رفتارها و عملکرد متفاوتی قابل‌تصور است.

این تفاوت در سیاست‌های عملی ، ناشی از ظرفیت‌های متفاوت دو کشور در حوزه کُردهاست که قبلاً نیز بدان اشاره‌شده است. به نظر می‌رسد دولت ترکیه به‌خصوص با فشارهای جریانات افراطی پان‌ترکیسم گزینه‌های سختی را پیش روی اقلیم کردستان قرار دهد و اگر بارزانی از اقدامات خود عقب نشینی نکند ، تنش با کردهای داخلی را به کردستان عراق سرایت دهد.

جمهوری اسلامی ایران ضمن رعایت اصول بین‌المللی و احترام به تمامیت ارضی عراق از یک‌سو و حفظ کرامت انسانی مردم کُرد از سوی دیگر تلاش دارد تا مانع از تنش سیاسی و درنتیجه نظامی بین اقلیم و دولت عراق شود.

پتانسیل بزرگ‌منشی و داوری ایران در قبال اربیل-بغداد و نقشی را که ایران در حل تنش های منطقه دارد هیچ جریان سیاسی و دولت دیگری از آن برخوردار نیست. روابط حسنه ایران در قبال کردها و دولت مرکزی عراق در برخورد با تروریسم و متجاوزان خارجی نشان داده است، جمهوری اسلامی ایران بدون چشم‌داشت امنیتی و سیاسی و صرفاً بر مبنای اصولی که به آن پایبند است می‌تواند منافع دو طرف را در جهت حل نزاع لحاظ نموده و از تداوم تنش‌ها اجتناب نماید.

آنچه مدنظر سیاست خارجی ایران در عراق است در درجه اول پایبندی طرفین به اصول فدرالی قانون اساسی و در درجه دوم حل اختلاف در حوزه‌های مورد نزاع مانند کرکوک، دیاله و واسطه است. پتانسیل شخصیت‌های تأثیرگذاری مانند آیت‌الله سیستانی که طرفین در روزهای اخیر از طرح‌ها و پیشنهادات ایشان استقبال نموده اند می‌تواند تسهیل کننده این سیاست های اصولی باشد. دراین‌بین سرنوشت کرکوک و مشخص نمودن تکلیف این استان برای اقلیم کردستان عراق از یک‌سو و واگذاری سیاست خارجی و دفاعی اقلیم به دولت مرکزی عراق از سوی دیگر از اهمیت زیادی برخوردار هستند که جمهوری اسلامی ایران با حل‌وفصل آن‌ها می‌تواند از یک جنگ ویرانگر و یا تنش مخرب دیگر در خاک عراق اجتناب نماید و موجب تداوم وضعیت رفاهی رو به بهبود کردها در عراق شود.

البته اجرای سیاست‌های ایران در خصوص همگرایی بغداد-اربیل نیازمند رعایت اصول لازم سیاسی از سوی اقلیم است. درصورتی‌که بارزانی بر مواضع تجزیه‌طلبانه به‌صورت یک‌جانبه اصرار بورزد، جمهوری اسلامی ایران نیز ناچار به تغییر سیاست‌های خود خواهد شد. بنابراین رهبران سیاسی اقلیم کردستان عراق با رفتارهای خود در آینده موجب خواهند شد که دو مسیر متفاوت پیش روی تحولات این اقلیم شکل بگیرد. مسیر صلح طلبانه و موردنظر ایران شکل‌گیری مثلث «تهران -بغداد – اربیل» است تا بتواند مانع از تنش‌های بیشتر شده و اختلافات اربیل و بغداد را بر روی میز مذاکره و به‌صورت مسالمت‌آمیز حل‌وفصل نماید. مسیر دوم هدف موردنظر ترکیه است که در صورت تداوم رفتارهای یک‌جانبه بارزانی شکل می‌گیرد و آن مثلث «تهران -آنکارا – بغداد» است که عواقب و پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و شاید نظامی سنگینی به همراه خواهد داشت که حاصل آن آسیب جدی به وضعیت روبه سامان کردها در عراق و تهدید اقلیم کردستان عراق خواهد بود.

اظهارنظرهای اخیر بارزانی بعد از همه‌پرسی در اقلیم مبنی بر پذیرش طرح‌های آیت‌الله سیستانی از یک‌سو و پذیرش انجام مذاکرات سیاسی با دولت مرکزی عراق نشان داده است که بارزانی سعی دارد بدون اجتناب از تنش ، مسیر صلح‌جویانه‌ای را برای حل مناقشه در پیش بگیرد. بااین‌وجود باید منتظر آینده سیاسی اقلیم کردستان عراق شد و سرنوشت تنش‌ها در عراق به رفتارهای آتی بارزانی بستگی دارد.

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *