نسبت دین و دین‌داری در پژوهش‌های جامعه‌شناختی

چکیده

سرآغاز پژوهش جامعه‌شناختی در باب وضعیت عینی دین‌داری و تحولات آن از ابتدای شکل‌گیری چنین پژوهش‌هایی محل نزاع و بحث بوده است. آیا می‌توان مبتنی بر تعریفی پیشینی، ابعاد واقعی دین‌داری را مورد مطالعه جامعه‌شناختی قرار داد؟ امکان و استحاله چنین تعریفی در ابتدای پژوهش به دلیل ضرورت ابتناء آن به شواهد عینی از یک‌سو و ممکن نبودن صورت‌‌بندی مسئله بدون تعریف اولی از دین، از جمله مناقشات دائمی در جامعه‌شناسی است. در پژوهش حاضر ضمن مرور ادبیات جامعه‌شناسی در این زمینه، معضلات مربوط به نسبت میان دین و دین‌داری بررسی شده است. به نظر می‌رسد، اتخاذ رویکردی تجربی در بدو بررسی سویه‌های عینی و واقعی دین، بدون توجه به اقتضائات درونی دین، اعتبار کاملی ندارد. به همین منظور، در این مقاله تلاش شده تا ابعاد دین‌داری (باورهای بنیادین، مناسک و اخلاقیات) متناسب با جایگاه آنها در منظومه دین اسلام ارزیابی شود و به لوازم روش‌شناسانه آن ها در سنجش ابعاد دین‌داری توجه شود. ابعاد پیش‌گفته نسبت مشترک با دیگر ادیان توحیدی دارند که موجب کارآمدی حداقلی الگوهای سنجش دین‌داری شده که این ابعاد، در آن ها لحاظ شده است. در میان الگوی سنجش دین‌داری آنچه بیش از سایر ابعاد مشکل‌ساز و دشواری‌آفرین است، بُعد اخلاقیات است که مراد از آن خلقیات و منش‌های اجتماعی فراگیری است که به تدریج به نوعی عادات جمعی بدل می‌شود. برخلاف الگوهای هستی‌شناسانه، شاخص‌های دین‌داری در پژوهش‌های جامعه‌شناختی متدرّج‌اند و محقق برای بررسی تجربی آنها نیازمند روش‌های تلفیقی است.

کلیدواژه ها: اخلاقیات؛ باورهای بنیادین؛ تعریف دین؛ ‌ روش‌شناسی؛ شاخص‌های دین‌داری؛ مناسک

نویسنده:

سید مهدی اعتمادی فرد: عضو هیئت علمی گروه جامعه‌شناسی، دانشگاه تهران

دو فصلنامه اسلام و علوم اجتماعی – دوره ۷، شماره ۱۳، تابستان ۱۳۹۴٫

برای مشاهده کامل مقاله روی فایل مقابل کلیک کنید.  

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *