آمریکا در شوک قدرت ایران

پایان کار داعش اعلام شد، این خبر یقینا تعیین کننده قواعد و هنجارهای جدید در منطقه غرب آسیا است، موازنه قدرت در منطقه را تغییر داده، نقش تعیین کننده و تمام کننده ایران را به کشورهای دیگر تحمیل کرده و موقعیت منطقه غرب آسیا را دستخوش دگرگونی های ژئواستراتژیک قرار خواهد داد. اگرچه پایان کار داعش به معنی آغاز جبران ویرانی ها در دو کشور سوریه و عراق است که تقریبا تمدنی از شهرنشینی در بسیاری از اماکن آن به جای نمانده است، اما نبرد شش ساله با داعش دست آورد ها و البته قواعد جدیدی را نیز به همراه داشته است.

۱٫ خبرگی و توان عملیاتی فرماندهان نظامی

مهارت بسیاری از فرماندهان نظامی ایران، در طی جنگ تحمیلی بدست آمده است و تجربه تاریخی به نسل جوان این امکان را نداده است تا آن ها توانایی فرماندهان نظامی خود را به عینه تماشا کنند. تجربه نبرد با داعش یکی از تجارب بسیار موفق جنگ شهری، پارتیزانی و نبرد با قدرت های منطقه ای و بین المللی در میدانی وسیع بود که نشان دهنده مهارت فرماندهان ایرانی داشت. در این بین نعمتی به نام قاسم سلیمانی نیز وجود دارد. شخصیت توام با طمانینه و آرامش سردار سلیمانی به همراه مهارت جنگی و توانایی وحدت آفرینی وی سبب شده است تا تقریبا هر ایرانی با افتخار از او یاد کند.  

در طول تاریخ همیشه سربازان، فرماندهان و ژنرالهایی بوده اند که تواسنته اند سرنوشت جنگ ها را تغییر دهند و در ورای این تغییرات آینده ای را بسازند، قاسم سلیمانی یکی از این ژنرال هاست که تاریخ وامدار نام او و تلاش های بی وقفه او برای بیرون کشاندن منطقه از آشوب و هرج و مرج به سمت ثبات خواهد بود. او ۶ سال در خط مقدم نبرد با آمریکا، اسرائیل، عربستان و تمامی  نایبان آن ها که تمام هم خود را برای برهم زدن منطقه غرب آسیا به کار بستند، قرار داد و نهایتا هم مزد تمام تلاش های خود را با بیرون انداختن و نابودی آن ها در منطقه کسب کرد.  نهایتا نیز بعد از این تلاش ها خود را «سرباز مکلف شده از جانب رهبر در این میدان» معرفی می کند. او توانست چینش و موازنه قدرت را در منطقه غرب آسیا به هم ریخته و نظم آمریکایی موجود در منطقه را با چالش جدی مواجه کند، بیهوده نبود که آمریکایی ها تمام تلاش خود را در آخرین سنگر داعش انجام دادند تا اجازه نابودی این گروه را ندهند.

۲٫ چرا آمریکا دغدغه شب و روز مهار ایران داشته و دارد؟

آمریکایی ها به خوبی از اتفاقاتی که در صحنه میدانی و سیاسی در غرب آسیا در حال رخ دادن هست، با خبر هستند و به همین دلیل تمام تلاش خود را می کنند تا ایران را در این صحنه مهار کرده و تمام بازوهای سیاسی و نظامی ایران را برچینند. اگرچه در رسیدن به این هدف خود (چه در زمان باراک اوباما و چه در زمان ترامپ) ناکام بوده اند، اما یقینا از تلاش نیز دست نشسته اند.

مهار ایران رابطه گسست ناپذیری با توان عملیاتی ایران داشته است، آمریکایی ها ایران را مزاحم فعالیت های بی ثبات ساز خود در منطقه می دانند. نگاهی به منافع اقتصادی که واشنگتن از آشوب در منطقه تحصیل می کند، نشان می دهد که آمریکایی ها با هرگونه اقدام ثبات زا در منطقه مخالفند. در یک سال اخیر به طور میانگین در هر یک ماه یک بحران عمده در منطقه ایجاد شده است که همه آن ها با هدف از بین بردن نفوذ و مهار منطقه ای و نظامی – سیاسی ایران بوده است. یمن، قطر، عراق، لبنان، فلسطین، عربستان و … نشان می دهد که آمریکایی ها نمی گذارند منطقه روی آرامش را به خود ببیند.

۳٫ اینجا ایستگاه آخر نیست

پایان کار داعش در سوریه و عراق اگرچه مهمترین ایستگاه است، اما قطعا ایستگاه آخر نیست. بیهوده نیست که «آویگدور لیبرمن» وزیر جنگ رژیم صهیونیستی با بیان اینکه اسد اکنون بر ۹۰% خاک سوریه تسلط دارد، گفت وی شروع به تشکیل تیم‌ها و گردان‌های نظامی و سامانه‌های دفاعی کرده است و اسرائیل باید بودجه نظامی را یک میلیارد دلار افزایش دهد.

آمریکایی ها و صهیونیست ها کم کم شروع به سازماندهی بحرانی جدید برای منطقه خواهند کرد، صهیونیست ها در طول این چند سال از هیچ حمایتی از داعش فروگذار نکردند تا عاملی برای امنیت آن ها شود. زمانی که داعش در حال سلاخی مسلمانان بود نخست وزیر صهیونیستی از این موضوع ابراز خشنودی می کرد و بیان داشت که آن ها در حال از بین بردن دشمنان اسرائیل هستند. حالا نیز تدارک موضوع دیگری را خواهند دید.

فرانس میلبورن در تفصیلی ۱۳ صفحه ای از یکی از گزارش هایی که اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل در ماه اکتبر آن را منتشر کرده با عنوان «پلهای زمینی ایران به دریای مدیترانه: راه های ممکن، چالش ها و محدودیت ها» در قسمت خلاصه ها و توصیه ها در خصوص مقابله با ایران ۱۲ راه کار ارائه داده است که توصیه به دولت ترامپ برای در دست گرفتن یک استراتژی جامع منطقه ای نسبت به ایران، حمله به متحدان منطقه ای تهران و تحریم ها علیه ایران، از بین بردن امنیت در ایران، کمک به پیشمرگ ها، ایجاد اختلاف در دل نیروهای شیعی از جمله این موارد بوده است.

اخیرا هم «جان مک‌کین» سناتور ضد ایرانی جمهوری‌خواه در یادداشتی در روزنامه نیویورک تامیز به دولت آمریکا توصیه کرد هرچه سریع‌تر راهبردی مشخص برای مقابله با نفوذ ایران در منطقه تدوین کند.

جان مک کین با برشمردن دستاوردهای منطقه‌ای ایران در عراق، سوریه و یمن پرداخته و نوشته است که تهران همزمان در حال آزمایش موشک‌های بالستیک است و «متحدان عرب ما هم با وجود آنکه تهدیدات مهم‌تری وجود دارد، درگیر یک تنش دیپلماتیک با قطر هستند. در پشت صحنه تمام این اتفاقات هم سایه «ولادیمیر پوتین» رئیس‌جمهور روسیه قرار دارد که در حال احیای این کشور به عنوان یک عامل تعیین‌کننده قدرت در منطقه در تقابل با منافع ایالات متحده است.»

وی با ابراز نگرانی از وضعیت آمریکا بیان داشت «اکنون، شبکه‌ای از گروه‌های ضدآمریکایی، که گاهی با هم و گاهی جدا از هم کار می‌کنند، تلاش می‌کند تا نفوذ آمریکا را از خاورمیانه بیرون رانده و منطقه‌ را به ترتیبی درآورد که بر خلاف منافع و ارزش‌های ما هستند. اگر به این حرکت بی‌رمق در مسیر کنونی ادامه دهیم، ممکن است در آینده‌ای نزدیک روزی از خواب برخیزیم و ببینیم که نفوذ آمریکا از یکی از مهم‌ترین مناطق جهان بیرون رانده شده است. به این خاطر است که آمریکایی‌ها باید به آنچه اکنون در خاورمیانه می‌گذرد، اهمیت دهند.»

۴٫ موازنه جدید قدرت در منطقه

منابع روسی در روزهای پایانی عملیات ابوکمال اعلام کردند پوتین، امیر قطر را در جریان تدارک روسیه، ایران و ترکیه برای برگزاری نشستی در خصوص سوریه قرار داد. این، به همراه نشست سه جانبه ایران، روسیه و ترکیه در سوچی، نشان می دهد که سیستم موازنه قدرت در منطقه تغییر کرده و این تغییر نشان دهنده عدم تأثیرگذاری آمریکا بر این نظم است. در حالی که آمریکایی ها در تدارک فروش سلاح های خود به عربستان و داغ کردن تب ایران هراسی به وسیله سعودی ها هستند و دائم به دنبال ایجاد یک بحران جدید در منطقه هستند، معادلات منطقه تغییر کرده و حالا این سیستم موازنه قوای جدید در منطقه است که خود را به نظم آشوب آمریکایی در منطقه تحمیل می کند.

شروع و وخامت هر بحرانی در منطقه غرب آسیا به دلیل پیچیدگی معادلات و مناسبات، می تواند منجر به افول یا ظهور بازیگران جدید به عرصه منطقه ای و بین المللی شود. طی چند سال اخیر هر اشتباهی که آمریکایی ها در این منطقه مرتکب شده اند، به نوعی سبب افزایش نفوذ ایران در این منطقه شده است. در اینجا از تشریح این اتفاقات و بیان میزان نفوذ ایران پرهیز کرده و صرفا به عنوان وقایع اشاره می کنیم؛ عراق و سوریه با بحران داعش، یمن با حمله عربستان، قطر با تحریم عربستان، عراق با همه پرسی کردستان، لبنان با استعفای سعد حریری و … . این قصه سر دراز دارد، آشفتگی آمریکایی ها و متحدانشان یقینا تمام نخواهد شد.

به همین دلیل است که جان مک­ کین بیان می دارد «نظم منطقه‌‌ای خاورمیانه، هم در داخل کشورها و هم بین آن‌ها، در حال فروپاشی است. قدرت و نفوذ آمریکا در خاورمیانه، عمدتا به واسطه عقب‌نشینی هشت ساله ایالات متحده از آن منطقه، رو به افول است و این نیروهای ضدآمریکایی هستند که در حال پر کردن خلأ به وجود آمده هستند.»

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *