تفوق گفتمانی انقلاب اسلامی بر الگوی توسعه غربی

 

در تقسیم بندی انقلابها، برخی انقلاب ها جزو انقلاب های کبیر قرار می گیرند. این انقلاب ها علاوه بر تغییرات بنیادین در جوامع خود، تاریخ بخش عمده ای از جوامع بشری را از جهت ارزشهای بنیادین، شیوه ها و ابزارها دگرگون می سازند و  به عنوان منبعی برای الهام سایر جنبش های انقلابی قرار می گیرند. بر اساس منطق درست ارزیابی، از سه انقلاب کبیر می توان نام برد. انقلاب ۱۷۸۹ فرانسه، انقلاب ۱۹۱۷ روسیه و انقلاب ۱۳۵۷ اسلامی ایران. هدف نهایی انقلاب اسلامی  نه تغییر یک نظام سیاسی به نظام سیاسی دیگر بلکه درانداختن طرحی نو و رقم زدن عالمی جدید بر پایه دین، اخلاق، علم و عقلانیت بود. انقلاب اسلامی نقطه عطفی برای بازگشت دین به عرصه حیات سیاسی و اجتماعی و دمیدن روح در جهان بی روح بود.

در اصل چهارم قانون اساسی چنین آمده است:

“کلیه قوانین و مقررات مدنی، جزائی،مالی، اقتصادی، اداری، فرهنگی، نظامی، سیاسی و غیر اینها باید بر اساس موازین اسلامی باشد. “

دراصل ۹۶ قانون اساسی از شورای نگهبان خواسته شده که عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای اسلامی با احکام اسلامی و قانون اساسی را تشخیص دهد.

بلاشک عدم مغایرت که در اصل ۹۶ ذکر شد، علی رغم اهمیت، کف انتظار است و آنچه در اصل ۴، خواسته شده است، نه عدم مغایرت با اسلام بلکه ابتنا بر آن و طراحی زندگی بر اساس معارف الهی است. این فهم تمدنی از انقلاب اسلامی، لوازمی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنم:

الف- وجود مساله از لوازم یک جامعه پویا و زنده و تراز تمدنی است. جامعه راکد و یا  مقلد، فاقد مساله می باشد. به عنوان نمونه در دنیای قبل از انقلاب اسلامی، در هدفگذاریها اولویت با افزایش جی دی پی و سرانه است. در این حالت در نسبت بین زن، اشتغال و خانواده، اولویت به اشتغال داده شد چرا که حضور زن در خانواده و مدیریت خانه و تربیت نسل، مابه ازای مالی ندارد. با چنین مسیری، خانواده به طور طبیعی رو به فروپاشی رفت.در دنیای جدید که انقلاب اسلامی به دنبال ساختن آن است زن هم، شان اجتماعی دارد و هم خانه و خانواده مهم است. این دو چگونه  با هم جمع می شوند؟ این یک مساله جدید است.

انقلاب اسلامی ضمن پذیرش ضرورت مدیریت فرهنگ بر اصل آزادی و اصل عاملیت انسان تاکید می کند.این دو با چه مدلی قابل جمعند؟

ب- حل مسایل  با توجه به نوع مسایل و پیچیدگی انسان و جامعه و بافت تاریخی، اجتماعی، داخلی و خارجی که در آن، مسایل طرح شده است، پیچیده و زمان بر است. خم رنگرزی وجود ندارد که نخها را در آن بیندازیم و رنگ شده بیرون بیاوریم.

ج- حل مسائل به صورت طبیعی و فرآیندی و در سایه تضارب آرا صورت می گیرد و وابسته به دهها متغیر است و حل آنها به صورت دستوری و ابلاغی مقدور نیست. بدون همسویی اراده و هدف اجزا با اراده و هدف کل، امکان حل مسایل وجود ندارد.

د- این مسیر چون فرآیندی و پیچیده هست لذا باید از نگاه صفر و یکی به آرمانها پرهیز کرد. به عنوان نمونه، عدالت که در مقام وصف، وسیع ترین است در مقام عمل با سختی ها و تنگناهای بسیاری روبرو می شود. عدالت جنسیتی، عدالت اقتصادی، عدالت سیاسی، عدالت فرهنگی، عدالت آموزشی، عدالت قضایی. در برخی از این حوزه های عدالت پیشرفت های جدی وجود دارد و در برخی حوزه ها کمتر.

علی(ع) هم که در راس حکومت باشند باید بعضا کاری را انجام بدهند که نمی خواهند و بعضا کاری را ترک کنند که مایل به انجام آنند. همینجا لازم است عرض کنم که شخص امیرمومنان و حکومتداری ایشان، عدل است اما در همین حکومت به جهت همان پیچیدگیها، موارد متعددی را شاهدیم که حضرت علی(ع) علی رغم اعلام، موفق به انجام نشدند. نهج البلاغه مملو از نامه هایی است که حضرت به استانداران و فرمانداران خاطی نوشته اند. نامه های۳، ۵، ۲۰، ۳۳، ۴۰، ۴۱، ۴۳، ۴۵ نمونه هایی از این دستند. بی شک علی(ع) و حکومتداری ایشان الگوی ماست اما به بهانه حکومت علوی، کوبیدن جمهوری اسلامی را شیطنت یا نادانی می دانم که اگر همینها در زمان حکومت حضرت بودند به احتمال قوی از سه گزینه همراهی و تکمیل، عزلت و تقابل، سومی را برمی گزیدند.

بر اساس آنچه عرض شد توجه به دو اولویت و تمرکز بر آنها را در دهه پنجم حیات جمهوری اسلامی، ضروری می دانم که امیر مومنان فرمودند: من اوما الی متفاوت فخذلته الحیل.کسی که به کارهای گوناگون بپردازد و بر اولویتها متمرکزنشود خوار می گردد.

اول: در باغبانی فرهنگ عمومی، تلاش کنیم نگاه بلند مدت و پیچیدگی در فهم، در شاکله جامعه  نهادینه شود. شاید متوجه نباشیم اما وقتی به مردم می گوییم که مشکلات را در صد روز یا در سه ماه و یا چهل روز میتوانیم حل کنیم و یا با تقلیل گرایی، حل مسائلمان را به ارتباط با آمریکا گره می زنیم در واقع کمک می کنیم که فهم جامعه ازمسایل و راه حل ها سطحی شود و جامعه به سمت کوتاه مدت بودن سوق پیدا کند. جامعه را باید واقع بین و فقیه بار آورد و نه مقلد و مطیع و خیال پرداز که امیرمومنان به مالک فرمودند “هیچگاه به مردم نگو که به من امر شده است پس امر می کنم و باید اطاعت شوم.”

جامعه سطحی، توان ایستادگی در برابر پیچیدگی های  ناشی از حیات اجتماعی را ندارد. در این بخش از عرایضم،  توجه همگان را به اهمیت سند چشم انداز ۱۴۰۴ جلب می کنم.

دوم: تحول بنیادین در علوم انسانی به نقطه کانونی توجه تبدیل شود.این موضوع با سرنوشت انقلاب گره خورده است. به لطف خداوند متعال، طی سالهای گذشته با مجاهدت جمع کثیری از اساتید حوزه و دانشگاه، گفتمان علوم انسانی اسلامی شکل گرفته و روز به روز بر ابعاد و دامنه تاثیر آن افزوده شده است.این گفتمان به مدد قوت گفتمانی و طی یک فرآیند و به تدریج، انحصار و تک صدایی روشنفکری سکولار را شکسته و باب جدیدی را باز کرده است و اینک این محتوا و این شبکه چند هزار نفری اساتید پیشکسوت و جوان، آمادگی نقش آفرینی در عرصه تحول رسمی در تغییر سرفصلها و تدوین متون را دارد. علاوه بر فشارهای سیاسی که طبیعی است، برخی تنگ نظریها و اشغال صف توسط ستاد، کار را با سختی مواجه می کند.البته می دانم که جز با تغییر مدیریت و جوانگرایی، تغییری در کار ایجاد نخواهد شد چرا که رفتارها تابع ذهنیت ها هستند. چنانچه انشالله حمایت لازم از این جریانها بشود، شاهد شکوفایی دو چندان این کار در پایان دهه پنجم انقلاب خواهیم بود.

برپایی کرسیهای نظریه پردازی، برگزاری همایش های علمی قوی، تولید ادبیات علمی، راه اندازی رشته هایی در مقطع دکتری و تربیت نیرو ناظر به اولویت ها مانند آنچه در دانشگاه شاهد در خصوص تمدن نوین اسلامی و مطالعات اسلامی آسیب های اجتماعی در حال انجام است بسیار گره گشا خواهد بود.

علی رغم واقعیت سازیهای کاذبی که به مدد رسانه های دشمن صورت می گیرد، گفتمان انقلاب اسلامی الگوی توسعه غربی را به چالش کشیده و انشالله، به فضل الهی و به پشتوانه نیروی مومن، مجاهد و عالم که مهمترین دستاورد انقلاب اسلامی است تفوق گفتمانی خواهد یافت و جاهلیت مدرن، توان ایستادگی در مقابل بعثت جدید را ندارد.

در پایان، مایلم عرایضم را با این کلام نورانی امیرمومنان به اتمام برسانم که فرمودند:

لَوْ لَمْ تَـتَخاذَلوا عَنْ نَصْرِ الْحَقِّ وَ لَمْ تَهِنوا عَنْ تَوْهینِ الْباطِلِ، لَمْ یَطْمَعْ فیکُمْ مَنْ لَیْسَ مِثْلَکُمْ وَ لَمْ یَقْوَ مَنْ قَوىَ عَلَیْکُمْ… ؛

اگر در یارى حق کوتاهى نکنید و در خوار ساختن باطل سستى ننمایید، کسانى که همپایه شما نیستند، در شما طمع نمى کنند و هیچ قدرتى نیز بر شما مسلط نمى شود.

   متن فوق دیدگاههای دکتر فرزاد جهان بین است که در دیدار  جمعی از اساتید، نخبگان و پژوهشگران دانشگاه ها با رهبر معظم انقلاب در تاریخ ۲۰/۳/۹۷  ارائه گردید.

انتهای متن/

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *