علاقه فراوان اهل تسنن به سادات شیعه

 

ج) حضور و فعالیت علویان در خراسان

سادات و علویان در بین مردم، از جایگاه ویژه ای برخوردار بودند و پیوسته محل امید و اتکای مردم به حساب می آمدند. آن ها در دوره تیمور،یکی از مهم ترین قشرهای جامعه بودند.او به منظور دور کردن سادات از مقاصد سیاسی خطرناک و نیز کسب محبوبیت بیش تر در بین مردم،از آن ها حمایت کرد. سادات در بسیاری از لحظات در کنار تیمور بودند. او برای دو گروه از سادات، یعنی علمای دینی و دیگر شیوخ متصوفه، احترام و اعتبار ویژه ای قائل بود. از میان سه روحانی، شمس الدین کُلال مشاور روحانی پدرش، زین الدین ابوبکر تایبادی خوافی و سید برکه که در تکوین شخصیتش تأثیر بسزایی داشتند، سومی نقش و جایگاه ویژه ای داشت. (رویمر، ۱۳۸۵، ص ۱۳۸)

برخی از سادات، نقش مشاور خاص تیمور را ایفا می کردند و در سفر و حضر کنار او قرار داشتند . پیش از فتح مناطق و شهرها، سادات اطلاعات فراوانی» در اختیار تیمور می گذاشتند و بعد از فتح شهرها، جان و مال و آبروی سادات در امان بود. سادات متولی اوقاف ولایات بودند و حتی از بخشش های مالی دیگر تیمور نظیر سیورغال و نقدینه برخوردار بودند. تیمور از علمای دینی سادات برای مدیریت اوقاف استفاده می کرد. برخی از زمین های وقفی، مناطق بسیار وسیعی را دربرمی گرفت.

 برای مثال، تیمور علاوه بر اوقاف اندخود تا بلخ، اوقاف دیگری را نیز تحت مدیریت سید برکه قرار داد، (اسفزاری، ۱۳۳۹، ج۲، ص ۱۳۰) او در موارد متعددی، علاوه بر مدیریت اوقاف، سیورغال هایی را برای این گونه علما تخصیص می داد. روزی تیمور از سید برکه درخواست نمود که تقاضایی نماید تا وی به پاس خدمات او جبران مافات کرده باشد. عالم شیعی نیز درخواست نمود ولایت اندخود – واقع در خراسان – را به رسم سیورغال به وی واگذار نماید. تیمور نیز با این درخواست موافقت نمود و قصبه مذکور با اطراف آن را به وی واگذار کرد؛ به گونه ای که تا سال ها بعد نیز در دست فرزندان و نوادگان وی قرار داشت .(ابن عربشاه، ۱۳۳۹، ص ۱۹)

در دوره تیمور ،مناظراتی که میان شیعیان و سنیان حنفی برپا می شد، در بیش تر مباحث میرسید شریف جرجانی که قاضی نورالله شوشتری او را بر مذهب امامیه دانسته است (شوشتری ،۱۳۶۵، ج۲ ، ص ۲۱۲) بر رقیب حنفی مذهب خود – مولانا سعدالدین تفتازانی – غالب می آمد. (خواندمیر، ۱۳۳۳،ج۳، ص ۵۴۷)

اهل سنت شهرهای شرقی خراسان از جمله هرات و بلخ ، علاقه فراوانی به سادات شیعه داشتند؛ زیرا علویان زیادی از اهل بیت از همان سده های نخست هجری، به این مناطق مهاجرت کرده بودند و مزارهای متعددی از آنان در این شهرها وجود داشت؛ مانند مزار یحیی بن زید (م ۱۲۵ ق )، از فرزندان امام چهارم در بلخ و جوزجانان.( ناصری داوودی ،۱۳۷۸، ص ۱۸۸) در کتاب های انساب، از عده زیادی از سادات زیدی ، سجادی و موسوی نام برده شده که به سه تا پنج واسطه به امام پیوند می یافتند که در سده های سوم و چهارم هجری، به سوی هرات و بلخ مهاجرت کرده بودند. ( ناصری داوودی ، ۱۳۷۸، ص ۱۶۹ )

توقف سیدنعمت ا… ولی( م ۸۳۴ ق) در زمان شاهرخ در هرات ، در توسعه تفکر شیعی و جذب مردم به اهل بیت:مؤثر بوده است . ضمن این که بر اساس گزارش های تاریخی ، مهاجرت سادات از قرن دوم هجری به سوی خراسان شرقی آغاز شد که برخی از نسل امام سجاد و برخی دیگر از نسل امام موسی کاظم بودند. (فخر رازی ،۱۴۱۹، ص ۹۸)افزون بر این ، شمار زیادی از خاندان های معتبر و مهمسادات در دوره تیموری وجود داشتند که مورد احترام بودند و تحت نظارت ناظرانی که نقیب نام داشتند ، سازمان یافته بودند.(خواندمیر ، ۱۳۳۳، ج۴، ص ۱۰۵)

علاوه بر نقش سیاسیـ اجتماعی سادات ، شاهد نقش فرهنگیـ دینی گسترده علویان در خراسان شرقی هستیم؛مانند فعالیت فرهنگیـ دینی سیدامیر عطاء الله جمال حسینی و فرزندش امیر نسیم الدین محمد. امیر جمال الدین نویسنده کتاب روضه الاحباب فیسیره النبی و الآل و الصحاب است که به قول مدرس تبریزی ، از افاضل محدثان عصر خود بود و در مدرسه سلطانیه هرات تدریس می کرد.( مدرس تبریزی ، ۱۳۲۶، ج۳، ص ۳۶۷)

 حضور فعال علویان در عرصه های گوناگون سیاسی ، اجتماعی ، فرهنگی و دینی تأثیر بسزایی در گرایش اهل سنت به تسنن دوازده امامی در خراسان داشته است .در مورد ویژگی مذهبی این دوره می توان گفت: تلاش برای پیوند تصوف و تشیع و گرایش روزافزون به علویان، بیش تر شده و اختلاف ایدئولوژیک و فقهی، جای خود را به حساسیت مذهبی داده بود.به همین علت، طبقات فرودست، با ابراز احساساتی که به دیانت مردمی نشان دادند ، نقشی قاطع در تاریخ رسمی مذهبی ایفا کردند.بنابراین سادات، ضمن این که نزد مردم خراسان از جمله هرات و بلخ از احترام و عزت زیادی برخوردار بودند، نقش فعال در زمینه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و مذهبیداشتند و این مسأله نقش تأثیرگذاری در گرایش به تسنن دوازده امامی داشت.

د)نقش عالمان خراسان ، مداحان و منقبت خوانان شیعه در گرایش به تسنن دوازده امامی

در این قرون (۸و۹)، گذر آرامی از تسنن به تشیع مشاهده می‏شود و شیعیان در تغییر باورهای جامعه و ارزش‏های حاکم به نفع عقاید شیعی فعالیت می نمایند. ضمن این که وجود زمینه های مستعد در تصوف و اندیشه اجتماعی در حال تکوین ، برخی علمای شیعه را بر آن داشت تا بهبهترین صورت ممکن از این اوضاع به نفع تشیع و گسترش آن استفاده کنند.

شیعیان از روش های متفاوت و هدف دار در جهت گسترش اعتقاداتشان بهره می بردند، از جمله: تبلیغ برای گسترش فرهنگ اهل بیت و جذب اهل سنت .دونفر از عالمان به نام های ملاحسین واعظ کاشفی و فرزندش فخرالدین، با تسلط بر فن فصاحت و بلاغت ، توانستند مردم خراسان خصوصاً شهر هرات را مجذوب خود کنند، به نحوی کهطلاب فراوانی اعم از تسنن و تشیع از محضر درس ملاحسین استفاده می کردند.(ناصری داوودی ، ۱۳۷۸، ص ۱۷۷) کاشفی علاوه بر آن، در سخنرانی های خود همواره بر مسائل اسلامی و فضایل اهل بیت: تأکید می کرد و از پرداختن به مسائل اختلاف برانگیز خودداری می نمود.

 همین امر، باعث شده بود از یک طرف مورد توجه مردم وبزرگان نقشبندی مانند جامی و از طرف دیگر مورد توجه دستگاه حاکمیت قرار گیرد. او در ادامه فعالیت های خود در جهت ترویج فرهنگ اهل بیت: در میان اهل سنت خراسان ، کتاب روضه الشهدا را به رشته تحریر درآورد که در آن به مظلومیت اهل بیت و شهادت امام سوم شیعیان پرداخته است. کاشفی در این کتاب می نویسد:

با اهل بیت هیچ پیغمبر این جفا نکرده اند که با اهل بیت خواجه عالم؛ و از جمله واقعه شهدای کربلاست که هیچ دیده، بدانگونه مصیبتی ندیده و هیچ گوشی چونان بلیتی نشنیده … .( کاشفی ، ۱۳۸۲، ص ۸)

وی در گزارشی از چگونگی عزاداری ماه محرم، در مقدمه روضه الشهدامی نویسد:

جمعی از محبان اهل بیت هر سال که ماه محرم درآید، مصیبت شهدا را تازه سازند و به تعزیت اولاد حضرت رسالت پردازند. همه را دل ها بر آتش حسرت بریان گردد و دیده ها از غایت حیرت گریان. (کاشفی ، ۱۳۸۲، ص۲۲)

کاشفی اشاره می کند که هرگاه ماه محرم نوشود، رقم تجدید این ماتم بر صفحات قلوب اهل اسلام و هواداران سید انام – علیه الصلاه و السلام – کشیده می گردد و از زبان هاتف غیبی ندای عالم لاریبی به گوش هوش مصیبت داران اهل بیت و ماتم زدگان ایشان می رسد:

کای عزیزان در غم سبط نبی افغان کنید

سینه را از سوز شاه کربلا بریان کنید

ازپیآنتشنه لببرخاکریزیدآبچشم

در میان گریه یاد آن لب خندان کنید

(کاشفی ، ۱۳۸۲، ص ۲۳)

خواندمیر به این سخن کاشفی، صحه گذاشته و آورده است:

عزاداری امام حسین در دوره تیموری، در میان اهل سنت جا باز کرده بود و به تدریج گسترش یافت و حتی درون دربارتیموریان راه یافت .(خواندمیر، ۱۳۳۳، ج۳، ص ۶۱۸)

برخی مورخان نیز پا را از این مسأله فراتر گذاشته و بیان کرده اند:

گریه برای امام حسین[در هرات دوره تیموری]جانشین مجالس ذکر صوفیانه – که نقشبندیان آن را ملغی کرده بودند- شده بود. (کامل الشیبی ، ۱۳۷۴، ص ۲۶)

کاشفی در روضه الشهدا، به یکی از شیوه های امام چهارم در تحریک احساسات مردم نسبت به شهدای کربلا اشاره کرده و آورده است:

در اخبار آمده، امام زین العابدین علی بن الحسین بعد از واقعه کربلا بسیار می گریست. گفتند: یابن رسول الله، بسیار می گرییو ما از بسیاری گریه بر تلف تو می ترسیم!» گفت: «اییاران ! مرا معذور دارید.یعقوب ، پیغمبر خدای بود و دوازده پسر داشت؛یکی از آن ها از نظر او غایب شد، چندان بگریست که چشم او خلل ناپذیر شد. مرا که در پیش نظرم، پدر بزرگوارم را با برادرانم و اعمام و بنی اعمام و خویشان و دوستان خداوند و متعلقانم را شهید کرده باشند ، چگونه نگریم؟ در فراق یک کس، آن مقدار گریه واقعی است؛ در مفارقت هفتاد و دو تن شهدا، حال چگونه خواهد بود؟( کاشفی ، ۱۳۷۱، ص ۳۵)

او در ادامه مطالب، درباره اهمیت عزاداری امام حسین در دهه اول محرم و آشکار کردن گریستن به این مصیبت آورده است:

لایق بود این دهه از ما گریستن

بر عترت نبی معلی گریستن

ای دوستان نهان مکشید آه سوزناک

کآمد زمان نصره و پیدا گریستن …

بی ناله و خروش مباشید یک نفس

قانع چرا شوید به تنها گریستن

(کاشفی، ۱۳۷۱، ص ۳۸)

اگرچه در کتاب روضه الشهدااظهار شدید نسبت به تولایاهل بیت: دیده می شود و از تبری دشمنان اهل بیت خبری نیست، این کتاب تأثیر زیادی در روند تسنن دوازده امامیبیش تر مردمان خراسان شرقی و اندکی بعد گرایش به تشیع در تمامی ایران داشته است . اوج این تأثیر گذاری را در پیدایی اصطلاح «روضه خوان » می توان دید، به طوری که در ایران و عراق، مرثیه خوانان مراسم سوگواری امام حسین ، شرح واقعه کربلا را بر منابر، از روی این کتاب برای مردم می خواندند.(گوهری ،۱۳۹۰، ص ۱۱۶)

کاشفیهم چنین در کتاب هایفتوت نامه و تفسیر مواهب علیه، به ذکر مناقب امامان شیعه پرداخته است .وی در کتاب تفسیر، سخنش را این طور آغاز می کند:

الحمد لله الخالق الاکبر و الصلوه علی سید البشر و شفیع المحشر و السلام علی حاکم الصراط و ساقی الکوثر و آله الطاهرین الاطهر. (کاشفی ، ۱۳۱۷، ج ۱ ،ص ۴۲)

پس از کاشفی ، فرزندش فخرالدین علی ، شیوه او را ادامه داد که دو اثر ارزشمند ویحرزالامان و لطائف الطوایف، گواه بر این امر است.(ناصری داوودی ، ۱۳۷۸، ص ۱۷۸)وی در ابتدای کتاب حرز الامانمی نویسد:

حرز الامان من فتن الزمان، بر پنج مقاله اتفاق افتاد و هر مقاله پنج باب منطوی گشت و هر بابی بر دوازده فصل اشتمال یافت و چون مباحث این کتاب، از جمله علومی است که منسوب است به آل عبا و ائمه اثنا عشر ـ رضوان الله علیهم اجمعین ـ لاجرم مقالات و ابواب آنرا بر پنج که عدد آل عباست، بنا نهاد و فصول آن ابواب را که در اثنای کتاب تفصیل خواهند یافت، بر دوازده که عدد ائمه اثناعشر است، قرار داد. ( کاشفی ، ۱۳۱۶، ص ۱)

یکی ازعالمان شیعه که نقش زیادی در گرایش اهل سنت خراسان به اهل بیت: داشت ، سیدامیر عطاء ا… جمال حسینی (م ۸۸۳ ق )معروف به امیرجمال الدین است . او کتابی به نام روضه الاحباب فی سیره النبی و الال و الاصحاب نوشته و در آن به سیره رسول خدا ، اصحاب و امامان شیعه:پرداخته است. ضمن این که هفته اییک بار در مسجد جامع هرات، به موعظه می پرداخت.مدرس تبریزی (۱۲۹۶ـ۱۳۷۳ق)درباره وی می نویسد:

او از افاضل محدثین عصر خود و از متفردین علم حدیث بود … در مدرسه سلطانیه هرات تدریس می کرد…و همواره به مطالعه و تدریس کتب عامه اشتغال داشت. ( مدرس تبریزی ، ۱۳۲۶، ج۳، ص ۳۶۷)

حسین بن عبدالحق اردبیلی(ت۸۷۰ ق) متخلص به الهی ،یکی دیگر از علمای شیعه هرات بود که نقش تأثیرگذاری در گرایش اهل سنت خراسان به دوازده امام داشت. درباره او نوشته اند:

اوست اول کسی که تصنیف کرد در شرعیات به مذهب شیعه و فارسی …. ( قمی ، ۱۳۲۶، ص ۱۳۷)

او کتب متعددی در مناقب اهل بیت: نوشته؛ مانندمنهج الفصاحه فی شرح نهج البلاغه. کتاب دیگر او شرح گلشن رازاست که در آن ، شش حدیث در مناقب امام علی آورده است .( اردبیلی، نسخه خطیمجلس، ص ۲۲) اثر دیگر الهی، تاج المناقب فی فضائل الائمه الاثناعشر است که در آن، کرامات، فضایل و مناقب و مختصری از شرح زندگانی امامان شیعه را به زبان فارسیشرح کرده است.

او کتاب را به یک افسر در بیان فضیلت اهل بیت:و انحصار ائمه در اثناعشر و دوازده جوهر تقسیم می کند که هر جوهر را مترادف و مساوی با یک امام معصوم برمی شمارد و هر جوهر را نیز به فصول مختلفی بنابر اهمیت آن امام قرار می دهد.(اردبیلی ، نسخه خطی۲۳۹۸ ، ص ۳)این آثار و مجموعه جلسات مذهبی و سخنرانی که علما و خطیبان شیعه در قرن نهم هجریمی نوشته و برگزارمی کرده اند، در گرایش مردم به تسنن دوازده امامی تأثیر گذار بوده است؛ به طوری که عموم مردم با فضایل اهل بیت:آشنا شدند .

مداحی و منقبت خوانی، از دیگر شیوه هایی بود که شیعیان در گرایش اهل سنت به اهل بیت:از آن استفاده می کردند. مداحی و منقبت خوانییکی از سنن معمول در قرن نهم هجریبود که در نشر و اشاعه فضایل اهل بیت: ودر نتیجه ترویج تشیع تأثیر فراوان داشت؛ زیرا عده زیادی از مردم، همه روزه در اطراف مداحان برای شنیدن فضایل امامان جمع می شدند. مداحانی مانند حیدرعلی مداح و حسن علی مداح شهرت بسیار داشتند . البته اکتفا نکردن برخی از آن ها به بیان فضایل امامان و تاختن به مخالفان، به درگیری و حتی کشته شدن آنانانجامید؛ مانند حسن علی مداح که جانش را در این راه از دست داد. (واصفی ، ۱۳۴۹، ج۲، ص ۲۴۷)

به هرحال، بر اثر تلاش های فراوان عالمان ، مداحان ، منقبت خوانان و خطیبان شیعه ، ذهنیت مردم به فضایل و کرامات اهل بیت: متوجه وگرایش به تسنن دوازده امامی روزافزون شد . شاعران نیز در این قرون، سهم بسزایی در گرایش مردم به اهل بیت: داشتند . حلقه ای ادبی از شاعران شیعی در خراسان غربی، طی نیمه دوم قرن هشتم تا نیمه نخست قرن دهم هجری، وجود دارد که بی شک یکی از مهم ترین ، مرتبط ترین و منظم ترین حلقات ادبی با محور ادبیات شیعی در طول تاریخ است .(سلیمی تونی، ۱۳۹۰، ص ۵)

 شیعیان در این زمان ، اشعاری در منقبت امامان سرودند و منقبت سرایی را تا جایی پیش بردند که برخیاز شعرای غیرشیعی نیز در مدح اهل بیت: شعر سرودند . از شاعران شیعی منقبت سرای قرن نهم هجری می توان به ابن حسام خوسفی(م ۸۷۵ ق)، لطف الله نیشابوری(م ۸۱۲ ق)، سلیمی تونی(م ۸۵۴ ق)،شیخ فخر الدین حمزه بن علی بیهقی، متخلص به آذری ، شمس الدین محمد بن عبد الله کاتبی نیشابوری(حسین پور، ۱۳۸۶، ص۶۸)وافچنگیاشاره کرد.افچنگی،شاعر گمنام نیمه دوم قرن نهم هجری، در منقبت امام علی چنین سروده است:

حب تو مرا چو صبح وشام است

بی حب تو ام ، عمل حرام است …

راه تو صراط مستقیم است

جز راه تو جمله راه چاه است …

افچنگی ام و غلام حیدر

حسان چه و دعبل و فرزدق …

(افچنگی ، نسخه خطی بیاض، ص ۳۳ـ۳۴)

بنابراین ،حضور برخی شاعران قرن نهم هجری در شهرهای خراسان، در گرایش اهل سنت به اهل بیت:تأثیر داشته است؛ زیرااشعار آن ها از ابزارهای تبلیغاتی در عصر های گذشته به حساب می آمد.

ه ) نقش طریقت ها و نهضت های تصوفی در گرایش به تسنن دوازده امامی

نهضت هایی را در اواخر حاکمیت ایلخانان مغول شاهدیم که با الهام از تصوف و تشیع، توانستند موقعیت های جدیدی را پدید آورند. طرد عنصر بیگانه از ایران، وجهه همت ایرانیانی گردید که تشیع و پایگاه های وابسته به آن چون تصوف و فتوت را سلاحی کاری و مؤثر یافتند .(بیانی ، ۱۳۷۱، ج۲، ص ۷۵۵) در این زمینه، شاهد شکل گیری قیام سربداران (۷۳۷ق.) هستیم که در هردو عنصر تصوف و فتوت، از تشیع الهام پذیرفت. خیزش شیعیان در شکل سیاسی ، تکیه گاه بسیاری از ویژگی های درویش مسلکان و جوانمردان شد که به درون مایه هایی از مذهب شیعه نیز آراسته بودند.(ولی زاده ، ۱۳۸۳، ص ۱۱)

صوفیان طریقت نوربخشیه و نعمت اللهیه ، در قرن هشتم و نهم هجری، باعث شدند که قشرهای گوناگون مردم، به سوی فضایل اهل بیت:جذب شوند . این صوفیان ضمن تعلیم معارف اسلامی ، برای پیشبرد اهداف خویش، گاهی به دستگاه حاکمیت نزدیک می شدند و گاهی از آن فاصله می گرفتند. نعمت ا… ولی (۸۳۴ق) سرسلسله طریقت نعمت اللهیه،از شیعیان صوفیبود کهتوجهی گسترده به ولایت و مفاهیم گوناگون آن نمود.او ولایت را در سه محور اصلی، ولایت مطلقه الهی ، ولایت رسول خدا و ولایت علی دانسته است .او ولایت علی۷ را ولایتی عام و مطلق معرفی و بیان کرده است:

جام گیتی نما علی ولی

معنی انما علی ولی

در ولایت ولی والا قدر

سرور اولیا علی ولی

(ولی ، ۱۳۷۵، ص ۵۳۳)

شاه نعمت ا…، حب علی و ابراز دوستی در حق این امام و خاندان رسول را شرط مهمی در ولایت پذیری مؤمنان و عارفان دانسته واظهار داشته است:

دم به دم ، دم از ولای مرتضی باید زدن

دست دل در دامن آل عبا باید زدن

نقشحبخاندانبرلوحجانبایدنگاشت

مُهر مِهر حیدری بر دل چو ما باید زدن

در دو عالم چارده معصوم را باید گزید

پنج نوبت بر در دولت سرا باید زدن

پیشوایی بایدت جستن ز اولاد رسول

پس قدم مردانه در راه خدا باید زدن

(ولی ، ۱۳۷۵، ص ۵۳۱)

نعمت ا… در جایی دیگر، ارادت خود را به اهل بیت نشان داده، می گوید:

از حسن اوصاف ذات کبریا باید شنید

خیمه خلق حسن بر کبریا باید زدن

گر بلایی آید از عشق شهید کربلا

عاشقانه آن بلا را مرحبا باید زدن

عابدوباقرچوصادقصادقازقولحقند

دم به موسی از عین رضا باید زدن

با نقی و با تقی و عسکری یکرنگ باش

تیغ کین بر خصم مهدی بی ریا باید زدن

(ولی ، ۱۳۷۵، ص ۵۳۱)

او منکران اهل بیت را در ردیف دشمنان دین خدا دانسته و آورده است:

هرکه ز اهل خداست تابع آل عباست

منکر آل رسول دشمن دین خداست

(ولی ، ۱۳۷۵، ص ۴۵۲)

صوفیان طریقت نوربخشیه نیز نقش  بسزایی در گرایش مردم به اهل بیت داشتند، به نحوی که سیدمحمد نوربخش (م۸۶۹ ق) در آثار خود، به مسأله ختم ولایت پرداخته است. به عقیده او، این امام زمان وهادی و مهدی ، از افراد انسانی است و همانند اسم اعظم در میان اسماء الهی مستور است و همه نمی توانند او را بشناسند وهیچ وقت ، عالم از این انسانکاملخالینیستواومدارعالموجوداست.( نوربخش ،نسخهخطی۷۴۱۵، ص ۲۸۷) او در شعری که در قالب مستزاد سروده، در مورد ولایت امام علی آورده است:

از مهر علی صبح ولایت که دمیدست

با طالع مسعود

از پرتو آن نور به اقطاب رسیدست

تا مظهر موعود

آن نور ولایت نه بود ، هیچ زمانی

تا آخر دوران

هرگز زجهان فیض پیاپی نبریدست

تا بود چنین بود

(نوربخش ، ۱۹۲۵، ص ۱۱)

پس ازاو، فرزندش سیدقاسم نوربخش، مقامی بس والا نزد سلطان حسین بایقرا داشت . (شوشتری ، ۱۳۷۷، ج۲، ص ۱۴۹؛ناصری داوودی ، ۱۳۷۸، ص ۱۸۳ ) او در زندگی فعال سیاسی خود که نشان از گرایش سیاسی در اندیشه های صوفیانه دارد، تلاش کرد تا قشرهای مختلف به اهل بیت گرایش یابند.بهاء الدوله سیدحسن نوربخش (م ۹۱۵ ق) در آثار خود به ویژه هدیه الخیر به اهل بیت اظهار ارادت کرده و آورده است:

یا علی دست ما و دامن تو

خوشه چینیم گرد خرمن تو

هرکو به ره علی عمرانی شد

چون خضر به سرچشمه حیوانی شد

( نوربخش، ۱۳۸۲، ص ۳۹۸)

به هرحال پیروان طریقت نوربخشیه ، اعتقاد به تشیعرا یکی از لوازم کمال در سلوک می دانستند ( شوشتری ، ۱۳۷۷، ج۲، ص۳۰۷) و با انتخاب سیاه پوشی ، خود را عزادار امام سوم شیعیانمی شمردند (شوشتری ، ۱۳۷۷، ج۲، ص ۱۵۲) ضمن این که با انتخاب رویکرد اجتماعی و نگارشی کتاب ، روند گرایش به تشیع و دوستیاهل بیت: را نمایان تر می کردند.

در پایان می توان گفت؛ گسترش تاریخی تشیع در قرون ۸ و۹ ، تا حد زیادی وام دار حرکت صوفیانه از تسنن محض به تسنن دوازده امامی و سپس به تشیع دوازده امامی است؛ یعنی فرهنگ اهل تسنن، در سایه تحول اعتقادی تصوف سنی به تصوف شیعی ، از درون متحول شد و این فرهنگ تحول یافته، با ظهور صفویه تبلور سیاسی نیز پیدا کرد. (امداد، ۱۳۹۰، ص ۱۷۶) بنابراین می توان گفت: تصوف در سده های ۸ و ۹ هجری، به مرور فضای فرهنگی ایران را برای تحول بزرگ سیاسی آماده کرد ؛ زیرا طریقت های صوفیانه، نقش انکارناپذیری در تحول درونی فرهنگ عمومی و کارکرد تاریخی بسیار مثبتی در گسترش اجتماعی و سیاسی تشیع داشتند.

 نتیجه

پس از حمله مغولان در قرن هفتم هجری ، فقیهان از رهبری نهاد دینی کنار رفتند و رهبری افکار عمومی، به دست مشایخ و متصوفان افتاد. این وضعیت، موجب تحول در باور عمومی جامعه و تغییر در گفتمانعالمان دینی شد، به نحوی که گزاره های مذهبی جدیدیمطرح شد که دربردارنده عناصر شیعی-صوفی بود.

با نفوذ اجتماعی شیعیان و پیوند تشیع و تصوف ، به تدریج دیدگاه فرهنگی-اعتقادی میان اهل سنت خراسان در سده های هشتم و نهم هجری به جز موارد استثنایی ، بر اساس این باور شکل گرفت که می توان میان چهار خلیفه و دوازده امام شیعیان جمع کرد و به همه آن ها اعتقاد داشت . عنوانی که به این گرایش و جریان می توان داد ،«تسنن دوازده امامی» است. عواملی در این گرایش نقش داشتند که عبارتند از:

۱٫ در این دوره، تسنن به تدریج به تشیع نزدیک شد و اندک اندک شرح حال امامان شیعه در کتاب های اهل سنت وارد گردید وبه جز مسائل فقهی ،به منقبت و فضایل اهل بیت پرداخته شد .

۲٫ عامل دیگری که بستر رشدتشیع و گرایش به تسنن دوازده امامی را حتی در خراسان شرقی فراهم کرد ، احترام فوق العاده امیران و شاه زادگان تیموری به شخصیت امامان شیعه بود.

۳٫ سادات علوی نیز نزد مردم خراسان از جمله هرات و بلخ، از احترام و عزت زیادی برخوردار بودند و این مسأله،نقش تأثیرگذاری در گرایش آنان به تسنن دوازده امامی داشت.

۴٫ مجموعه تألیفات و سخنرانی های عالمان شیعه خراسان، هم چنین فعالیت مداحان ، شاعران و منقبت خوانان در گرایش به تسنن دوازده امامی را نمی توان نادیده انگاشت.

۵٫ صوفیان طریقت نوربخشیه و نعمت اللهیه نیز در قرن های هشتم و نهم هجری، باعث شدند که قشرهای گوناگون مردم به سوی فضایل اهل بیت: جذب شوند . آن هابا اتخاذ رویکرد اجتماعی ، روند گرایش به تشیع را نمایان تر کردند .

۶٫ صوفیان طریقت نقشبندیه مانند خواجه پارسا و عبدالرحمان جامی نیز در آثار خود، به زندگانی امامان شیعه پرداختند و تلاش کردند نکات اخلاقی ، معنوی ، تاریخی و کرامات ائمه را بیان کنند .

در مجموع، متون برشمرده و آثار و گفتاری که ذکر شد، موید این نکته بود که دنیای اعتقادی جامعه ایرانی خراسان در فرایند تحولات ساختاری و اعتقادی، به آمیزه ای از ارزش های باطنی شیعی رسید که در شکل تصوفی آن آشکار بود و توانست آن را در چارچوب فقهی سنی، بدون هیچ تناقضی قرار دهد.

گسترش تاریخی تشیع در قرون ۸ و۹ هجری، تا حد زیادی وام دار حرکت صوفیانه از تسنن محض به تسنن دوازده امامی و سپس به تشیع دوازده امامی است؛ یعنی فرهنگ اهل تسنن در سایه تحول اعتقادی تصوف سنی به تصوف شیعی ، از درون متحول شد و این فرهنگ تحول یافته نیز با ظهور صفویه تبلور سیاسییافت.

مراجع

الف) منابع فارسی

۱٫ آملی ، سیدحیدر، جامع الاسرارو منبع الانوار، چاپ دوم ، با دو مقدمه هنری کربن و عثمان اسماعیل یحیی ، تهران: نشر علمی و فرهنگی ، ۱۳۶۸٫

۲٫ ابن عربشاه ، احمد،زندگی شگفت آور تیمور،ترجمه محمد علی نجاتی ، تهران: بنگاه ترجمه و نشر کتاب،۱۳۳۹٫

۳٫ بناکتی، فخرالدین محمدبن داوود، تاریخ بناکتی (روضه اولی الالباب فی معرفه التواریخ و الانساب)،به کوشش جعفر شعار، چاپ دوم، تهران: نشر انجمن آثار و مفاخر فرهنگی ،۱۳۷۸٫

۴٫ بیانی، شیرین ،دین و دولت در ایران عهد مغول ، ج۲ .تهران: مرکز نشر دانشگاهی ،۱۳۷۱٫

۵٫ پارسا، خواجه محمد، فصل الخطاب لوصل الاحباب ، تحقیق جلیل مسگرنژاد، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۸۱٫

۶٫ جعفریان ،رسول ،تاریخ ایران اسلامی ،ج۳،( از یورش مغولان تا زوال ترکمانان)، تهران: مؤسسه فرهنگی دانش و اندیشه معاصر ،۱۳۷۷٫

۷٫ جامی ، عبدالرحمان، مثنوی هفت اورنگ ، تصحیح مرتضی مدرس گیلانی ، تهران: اهورا، ۱۳۸۵٫

۸٫ ـــــــــــــــــــــ ،شواهد النبوه، به کوشش سیدحسن امین ، تهران: میرکسری ، ۱۳۷۹٫

۹٫ حسینی  تربتی ، ابوطالب، تزوکات تیموری ،چاپ اول ، تهران: کتاب فروشی اسلامی،۱۳۴۲٫

۱۰٫ خنجی اصفهانی، فضل الله، وسیله الخادم الی المخدوم، به کوشش رسول جعفریان ، قم: نشر انصاریان ،۱۳۷۵٫

۱۱٫ خواندمیر، غیاث الدین ،تاریخ حبیب السیر، ج۳ ، با مقدمه جلال الدین همایی ، تهران: کتاب فروشی خیام ،۱۳۳۳٫

۱۲٫ ـــــــــــــــــــــ، ج۴ ، تصحیح محمد دبیرسیاقی ،تهران، کتاب فروشی خیام ،۱۳۳۳٫

۱۳٫ رویمر،هانسروبرت ،ایراندرراهعصرجدید،ترجمهآذرآهنچی،تهران: دانشگاهتهران، ۱۳۸۵٫

۱۴٫ زمچی اسفزاری ، معین الدین محمد، روضات الجنات فی اوصاف مدینه هرات ،ج ۲ ، با حواشی سیدمحمدکاظم امام ، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۳۹٫

۱۵٫ سمرقندی ، دولتشاه ،تذکرهالشعرا ،به همت محمد رمضانی ، تهران: نشرخاور،۱۳۶۶٫

۱۶٫ سام میرزا صفوی ،ابونصر ،تحفه سامی ، به کوشش وحید دستگردی ، تهران: مطبعه ارمغان ،۱۳۱۴٫

۱۷٫ سلیمی تونی، تاج الدین حسن ،دیوان اشعار ، به کوشش سیدعباس رستاخیز ، مقدمه رسول جعفریان ، تهران: کتابخانه موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی، ۱۳۹۰٫

۱۸٫ شوشتری ،قاضی نورالله ،مجالس المومنین ، ج۲ ، تهران: نشر الاسلامیه،۱۳۶۵ و۱۳۷۷٫

۱۹٫ عطار نیشابوری ، فریدالدین،مختارنامه ، به کوشش محمدرضا شفیعی کدکنی، تهران: نشر سخن ، ۱۳۷۵٫

۲۰٫ فخر رازی، محمدبن عمر ،الشجره المبارکه فی انساب الطالبیه ، تصحیح محمودبن شهاب الدین مرعشی ، قم: نشر کتابخانه مرعشی نجفی،۱۴۱۹٫

۲۱٫ قمی، شیخ عباس ،فوائد الرضویه در احوال علما مذهب جعفریه، تهران: نشر مرکزی ،۱۳۲۶٫

۲۲٫ واعظ کاشفی، ملاحسین،روضه الشهدا، ج۱،مصحح: عبدالرحیم عقیقی بخشایشی، قم: نشر نوید اسلام ، ۱۳۸۲٫

۲۳٫ ـــــــــــــــــــــ، تفسیر مواهب علیه ، ج۱ ، به اهتمام محمدرضا جلالی نایینی، تهران: نشر اقبال ، ۱۳۱۷٫

۲۴٫ کامل الشیبی، مصطفی، تشیع و تصوف تا آغاز سده دوازدهم هجری،ترجمه علیرضا ذکاوتی قراگوزلو، چاپ دوم، تهران: مؤسسه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۷۴٫

۲۵٫ مدرس تبریزی ، محمدعلی،ریحانه الادب،ج۳ ، به کوشش میرمحمود موسوی ، تهران: نشر خیام ،۱۳۲۶٫

۲۶٫ میرجعفری ،حسین ،تاریخ تیموریان و ترکمانان ،چاپ اول، تهران: سمت، ۱۳۷۹٫

۲۷٫ ناصری داوودی،عبدالمجید، تشیع در خراسان عهد تیموری،مشهد: بنیاد پژوهش های آستان قدس ،۱۳۷۸٫

۲۸٫ نطنزی ، معین الدین، منتخب التواریخ ، به تصحیح ژان اوبن ، تهران: کتاب فروشی خیام ،۱۳۳۶٫

۲۹٫ نظامی باخرزی ،عبد الواسع ،مقامات جامی ،مقدمه و تصحیح: نجیب مایل هروی، تهران: نشر نی،۱۳۷۱٫

۳۰٫ نظام الملک طوسی، ابوعلی حسن، سیرالملوک، به کوشش هیوبرت دارک ، تهران: علمی و فرهنگی ، ۱۳۸۳٫

۳۱٫ نوربخش، بهاء الدوله سیدحسن،هدیهالخیر، تحقیق سیدمحمد عمادی حائری، دفتر نهم، قم: میراث حدیث شیعه ،۱۳۸۲٫

۳۲٫ نوربخش، سیدمحمد،غزلیات، تصحیح مولوی محمد شفیع ،ضمیمه مجله اورینتل مگزین،شماره۱، سال ۱۹۲۵٫

۳۳٫ واصفی،زین الدین محمود ،بدایع الوقایع ،ج۲ ، به تصحیص الکساندر بلدروف، تهران: نشر بنیاد فرهنگ،۱۳۴۹٫

۳۴٫ ولی، شاه نعمت ا…،دیوان، با مقدمه سعید نفیسی، تهران: نشر نگاه ،۱۳۷۵٫

ب) منابع دست نوشته

۳۵٫ اردبیلی، حسین بن عبد الحق، تاج المناقب فی فضائل الائمه الاثناعشر ، نسخه خطی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران ، شماره ۲۳۹۸ .

۳۶٫ اردبیلی، حسین بن عبد الحق، شرح گلشن راز ، نسخه خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی ، شماره ۱۰۵۶۱ .

۳۷٫ افچنگی ، بیاض خطی شماره ۱۳۷۰۷، کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد آستان قدس رضوی .

۳۸٫ باخرزی، ابوالمفاخریحیی، اورادالاحباب و فصوص الاداب، نسخه عکسی کتابخانه مرکزی دانشگاه تهران.

۳۹٫ جامی، عبدالرحمان،شواهدالنبویه لتقویته اهل الفتوه، نسخه خطی کتابخانه مجلس شورای اسلامی ، شماره ۱۳۹۵۳٫

۴۰٫ کاشفی، فخرالدین علی، حرز الامان من فتن الزمان ،نسخه خطی کتابخانه ملی تهران ،۱۳۱۶٫

۴۱٫ نوربخش، سیدمحمد، رساله اعتقادیه، نسخه خطی کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی، شماره ۷۴۱۵٫

ج) مقالات

۴۲٫ امداد، توران،«اعتقاد نامه های امامیه »، نشریه هفت آسمان،ص۱۶۷ـ۱۹۲، تهران: شماره ۵۲، سال ۱۳۹۰٫

۴۳٫ حسین پور، سید علی ،«تاریخ اجتماعی شیعیان ایران در نیمه نخست قرن نهم هجری» ، مجله تاریخ در آینه پژوهش، ص۵۹ـ۸۲، قم: مؤسسه پژوهشی امام خمینی ،شماره ۱۶، سال ۱۳۸۶٫

۴۴٫ داداش نژاد، منصور، «زندگانی دوازده امام در کتاب شواهد النبوه جامی»، نشریه تاریخ و فرهنگ، ص۵۱ـ۶۷، تهران: مؤسسه مطالعات اسلامی ، شماره ۸۷، سال ۱۳۹۰٫

۴۵٫ رفیعی، امیرتیمور ،«سیاست مذهبی امیرتیمور گورکانی »، نشریه ایران شناسی ، ص۱۲۵ـ۱۳۳، تهران: بنیاد مطالعات ایران،شماره ۱ ، سال ۱۳۷۵٫

۴۶٫ شادان، جبریل، «تاریخ نامه بناکتی حلقه ای از نگارش های تسنن دوازده امامی»، نشریه حوزه اصفهان ، ص۱۵۲ـ۱۶۶، اصفهان: حوزه اصفهان، شماره ۴ و ۵ ،سال ۱۳۸۰٫

۴۷٫ فیاض انوش، ابوالحسن ،«صائن الدین ترکه و شاهرخ تیموری »، فصل نامه مطالعات تاریخ فرهنگی، ص۷۹ـ۱۰۸، تهران: انجمن ایرانی تاریخ ، شماره ۱۸ ، سال ۱۳۹۲٫

۴۸٫ گوهری، مصطفی، «روضه الشهدا از روایات مجعول تا تأثیرگذاری»،فصل نامه مطالعات اسلامی، ص۹۵ـ۱۲۰ ، مشهد: دانشگاه فردوسی،شماره ۴۳،سال ۱۳۹۰٫

۴۹٫ مسگرنژاد، جلیل ،«در معرفی کتاب فصل الخطاب»،نشریه معارف، ص۱۱۲ـ۱۲۰، تهران: شماره ۲ ، سال ۱۳۷۸٫

۵۰٫ مشکوریان ، محمدتقی و فریدون الهیاری، «تغییر خطبه به نام ائمه اثناعشر: قدرت سیاسی ودین در آغاز حکومت سلطان حسین بایقرا » ،دوفصل نامه جستارهای تاریخی، ص۱۰۹ـ۱۲۶، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی ،سال پنجم، شماره ۱ ،سال ۱۳۹۳٫

۵۱٫ ولی زاده، حمید رضا ،«نظری اجمالی بر اوضاع خراسان بعد از حمله مغول»، نشریه تاریخ پژوهی، ص۱ـ۲۴، تهران، شماره ۱۹، سال ۱۳۸۳٫

د) منابع انگلیسی

۱٫Darly-doran.Re, «Timurids:numismatics», E12,Vol. 10,Brill,Leiden, 2000.

۲٫ Manz, Beatrice Forbes,power,politicsandreligion in Timurid Iran,NewYork,CambridgeUnivercityPress, 2007.

۳٫ Mazzaoui, Michel M,the Origins of a Safavids, Weisbaden: Franz Steiner Verlag Gmbh, 1972.

نویسندگان:

علی امینی زاده: دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

محمد علی رنجبر: گروه تاریخ ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه شیراز ، ایران 

فصلنامه شیعه شناسی شماره ۵۷

انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *